ايام در نگاه امام خمينى - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٨٤
آمدند و مشروطه را همان استبداد غليظتر با اسم مشروطه.
ج ١٥، ص ٢٢٢ در مشروطه بعد از اينكه ابتداء پيش رفت، دستهايى آمد و تمام مردم ايران را به دو طبقه تقسيمبندى كرد، نه ايران تنها، از روحانيون بزرگ نجف يك دسته طرفدار مشروطيت، يك دسته دشمن مشروطه، علماى خود ايران يك دسته طرفدار مشروطه، يك دسته مخالف مشروطه ... و اين يك نقشهاى بود كه نقشه هم تأثير كرد و نگذاشت كه مشروطه به آنطورى كه علماء بزرگ طرحش را ريخته بودند، عملى بشود.
ج ١٨، ص ١٣٥ اين مسايل بهعهده علما و خصوصاً ائمه جمعه است كه همه دست در دست يكديگر بدهند تا انقلاب محفوظ بماند و مثل زمان مشروطيت نشود كه آنها كه اهل كار بودند مأيوس بشوند و كنار بروند، كه در زمان مشروطيت همين كار را كردند و مستبدين آمدند و مشروطه خواه شدند و مشروطهخواهان را كنار زدند.
ج ١٨، ص ١٥١ نگرانى من از اين است كه نكند سستى كنيم و در پياده كردن اسلام دقت لازم را ننماييم بعداً اشكال پيش بيايد، نكند مثل مشروطه شود كه آقايان تلاش كردند و مشروطه را بنا گذاشتند. آنوقت چند نفر از سياسيون مستبد مشروطهخواه شدند و حكومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تشكيل دادند.
ج ١٨، ص ١٧٨ اگر در هر شهرى و استانى چند نفر مؤثر، افكار مثل مدرس شهيد را داشتند، مشروطه بهطور مشروع و صحيح پيش مىرفت و قانون اساسى با متمم آن دستخوش افكار غربى ... نمىگرديد.