عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج2) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٠٧ - ٢-٢ شجاعت رزمندگان
از تيربارچىهاى ما كه قد بلند و هيكل درشتى داشت و در گروهان ميثم بود، از خاكريز پريد آنطرف و با يكى از عراقىها كه لباس كماندويى داشت گلاويز شد و سرنيزۀ خودش را توى گردن كماندوى دشمن فرو كرد. بقيۀ عراقىها اين صحنه را كه ديدند با حالتى وحشتزده كمى عقب رفتند و بچّه بسيجىها كه ديدند عراقىها دارند عقب مىروند، با تكبير از كانال پريدند بيرون و عراقىها شروع به فرار و عقبنشينى كردند. [١]
در روزهاى نخستين جنگ، رشادت جوانان و نوجوانان خرمشهرى در مقابل ماشين جنگى عراق تحسينبرانگيز بود. در يك صحنه كه عراقىها تا سهراه كشتارگاه-راهآهن-پليسراه پيشروى كرده بودند، تعدادى جوان و نوجوان در نهر آبى بهانتظار شكار تانكهاى عراقى مىنشينند و بهمحض ورود آنها به ميدان راهآهن، با كوكتل و نارنجك تفنگى و يكى-دو قبضه آر. پى. جى موفّق به انهدام سىودو تانك و پىامپى مىشوند. نوجوان سيزدهسالهاى بهنام «رسول نورانى» كه بعدها به شهادت رسيد، با نارنجك تفنگى يك نفربر عراقى را هدف قرار مىدهد و پنج سرنشين آن را به هلاكت مىرساند. [٢]
در صحنههاى نبرد گاه تعدادى اندك از بسيجيان شمار زيادى از نيروهاى دشمن را به اسارت مىگرفتند و اين، شاهدى بر شهامت و نهراسيدن آنان از بسيارىِ نيروى دشمن است. در عمليّات بيتالمقدّس، پانزده بسيجى حدود دوهزار عراقى را در يكى از خيابانهاى خرمشهر به اسارت خود درمىآورند و به پشت جبهه منتقل مىنمايند. [٣]در عمليّات بدر، هفده بسيجى شانزده -
[١]
[٢]
[٣]