عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج2) - سنگری، محمدرضا - الصفحة ١٦٠ - ٢ شوق دفاع
يك كشور چهل ميليونى چطور متحول شده است به يك چيزى كه جوانهايشان را مىدهند و گريه مىكنند كه كاش يكى ديگر هم داشتند. دست و پايشان را از دست دادهاند و تأثرشان به اين است كه من ندارم كه باز بروم. [١]
و سرانجام، ايشان با مشاهده شور و شعف رزمندگان بههنگام عزيمت به جبهه، حالت روحى خويش را اينگونه وصف مىكند:
خدا مىداند كه من هروقت نظرم به اين جوانهايى كه عازم جبهه هستند و به شور و شعف دارند به جبههها مىروند، وقتى من آنها را نگاه مىكنم، از خودم خجالت مىكشم. ما كى هستيم؟ ما چى هستيم؟ [٢]
حضرت آيةاللّه خامنهاى، رهبر معظم انقلاب اسلامى نيز در پاسخ به خبرنگاران در بارۀ حضور نوجوانان و جوانان در صحنههاى نبرد فرموده است:
ما جوانان كمسن و سال را به جبهههاى جنگ اعزام نمىكنيم. اين جوانان و نوجوانان و ميانسالان ايران هستند كه با اشتياق زيادى اصرار مىكنند و در موارد بسيارى اصرار آنها مورد قبول قرار نمىگيرد و در مواردى هم با التماس و گريه و با آوردن اجازه از والدين، مسؤولين را مجبور مىكنند كه به آنها اجازه بدهند كه به جبهه بروند. [٣]
هم ايشان در جاى ديگر از اشتياق رزمندگان به حضور در صحنههاى نبرد كه خود نظارهگر بوده است، سخن مىگويد:
برادران ما از بسيج، از كميته، از گروههاى داوطلب، مشتاقانه با دلها و روحهاى لبريز آمدهاند اهواز، سهروز مىمانند مىآيند با ما دعوا مىكنند كه آقا ما سهروز است اينجا هستيم، ما را نفرستادهايد. [٤]
[١] همان، ج ١٦، ص ١٩٠
[٢] همان، ج ٢٠، ص ٤.
[٣] جمهورى اسلامى،١٨/٨/٦١، ص ١٦.
[٤] در مكتب جمعه، ج ٢، ص ٣٥٩.