تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج1) - عبادی، احمد مختار - الصفحة ١٢٣
تشكيل مىداد، «١» از آنجا كه بدنه اين كشتىها قيراندود شده بود و داراى باد بانهايى به رنگ سفيد بودند و شباهت به كلاغ داشتند آنها را «كلاغ» مىگفتند ابن آبارِ شاعر در زمينه تشبيه اين كشتيها به كلاغ، چكامهاى دارد:
«چه خوش است آن دختران دريا كه بر روى آب روانند و آتش دشمن را خاموش مىكنند. باد آنانرا به پرواز در مىآورد و با بالهاى سفيد، مشركان را به نابودى مىكشد.
اسبان سياهى كه بيمارى ندارد، ولىچرا سواران، آن را قير اندود مىكنند، آن را كلاغ مىخوانند و بسيار تندرو است، فرزند درياست و سينه شاهين دارد.» «٢» اين نوع كشتى، شناورى بسيار بزرگ و بلند بوده است كه دارا بودن ١٤٠ پارو، «٣» از ويژگىهاى آن بود و با آن نيروهاى رزمى و پارو زنندگان را جابجا مىكردند. اين كشتى مجهّز به برجها و بادبانهايى بود كه براى دفاع و حمله مورد استفاده قرار مىگرفت.
ابن حمديس صقلى باتوصيف شينىهاى جنگى و برج هايى كه مسؤولان آتش بار ازآن آتش نفت سفيد بر روى دشمن مىگشودند، امير حسين بن على از فرماندهان بنى زيرى را در غرب نزديك، مخاطب قرار داده و مىگويد:
«كشتيهاى تندرو و پرندهاى ساختى و بر دريا شهرها به پاكردى! برجهاى جنگى كه مىپندارى بر فراز آنها آهنگرانى نشستهاند، كه از برجهاى جنگى خود بر دشمن آتش مىافكنند كه اندرون او را مىسوزاند.
و با نفت سفيدى كه مىپندارى آب است و با آن نيروهاى دشمن را بيجان مىكند» «٤»