اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
پس از آن نعيم نزد ابوسفيان رفت و بعد از يادآورى روابط دوستانه اش با قريش گفت : بنى قـريـظـه پـيكى نزد محمّدفرستاده اند تا با او صلح كنند و براى جبران گذشته مى خواهند از شـمـا گـروگـان هايى بگيرند و به مسلمان ها بدهند و سپس با مسلمان ها متحد شده و عليه شما وارد جنگ شوند.
روز بـعـد وقـتى ابوسفيان گروهى را نزد بنى قريظه فرستاد و به آنها پيام داد كه هر چه زودتر وارد نبرد شويد. آنها گفتند گروگان هايى به ما بدهيد تا از حمايت شما مطمئن شويم . چـون اين خبر به ابوسفيان رسيد با خود گفت : اين همان است كه نعيم به ما هشدار داد، ماكسى را به آنها گروگان نمى دهيم . بنى قريظه نيز با خود گفتند: اين همان سخن نعيم است . آنها مـى خـواهـنـد مـا را تـنها بگذارند. بدين ترتيب نقشه نعيم عملى شد و اتحاد لشكر احزاب از هم گسست و زمينه شكست آنها فراهم شد.(٢٣٦)
در جـنـگ جـهـانـى دوّم ، مـتـفـقـيـن دريـافـتـنـد كـه بـهـتـريـن راه شـكـسـت آلمـان حـمـله از جـزايـر سـيـسـيـل است ، امّا هيتلر با درك اين موضوع ، تدارك لازم براى دفاع از آن جزيره را ديده بود. بـه نـاچـار مـتـفـقـيـن بـه حـيـله اى مـتـوسـل شـدنـد تـا آلمـان هـا را از قـصـد خـود در حـمـله بـه سـيـسيل فريب دهند. از اين رو جسدى را با درجه نظامى و مدارك شناسايى و... در آب هاى يونان رهـا كـردنـد و ايـنـگـونـه وانمود كردند كه اين جسد مربوط به خلبانى است كه هواپيمايش در ايـنـجا سقوط كرده ، جاسوسان آلمانى پس از انتقال جسد، به اين نتيجه رسيدند كه متفقين قصد حـمـله از يـونـان را دارنـد، در حـالى كـه حـمـله اصـلى آنـهـا بـه سيسيل شروع شده و هيتلر فريب خورده بود!(٢٣٧)
شيوه هاى فريب
گرچه هر فريب در زمان خود ابتكارى است كه قابل تكرار نيست امّا شيوه هاى كلّى فريب امورى ثابت اند كه شناخت آنها، هم از جهت اجراى فريب و هم براى جلوگيرى از فريب خوردن ، بسيار ضرورى است ، عمده ترين شيوه هاى فريب در آفند و پدافند عبارتند از:
(١) پوشش و فريب
پـوشـش و فـريـب تـاكـتـيـكـى ، كليّه اقداماتى است كه به منظور پوشيده نگهداشتن طرح ها و گمراهى دشمن انجام مى گيرد.(٢٣٨)
در نبرد ذات السلاسل پس از آنكه على (ع ) به دستور پيامبر(ص ) فرماندهى سپاه را عهده دار شد براى رعايت پوشش و فريب دستور داد تا شب ها راه پيمايى كرده و روزها در شيار دره ها و زيـر درخـتـان مخفى شوند؛ دهان اسب ها را پوزبند بزنند و زنگوله ها را نيز باز نمايند. سپس هـنـگـام سپيده دم به دشمن حمله كنند. سرانجام سپاه اسلام با اين تدبير حضرت ، توانست دشمن را فريب و در نهايت شكست دهد.(٢٣٩)
(٢) فريب تبليغاتى
در ايـن شيوه از فريب ، تبليغات با بهره گيرى از زمينه هاى موجود وبا برنامه ريزى دقيق ، و اجراى صحيح آن ، دشمن را در انجام ماءموريتش ناكام گذاشته و شكست مى دهد.
در خـلال جـنـگ جـهـانى دوّم ، يكى از ايستگاه هاى راديويى كه در بين سربازان آلمانى محبوبيت زيادى داشت ، در واقع يك عامل تبليغاتى وابسته به متّفقين بود. اين راديو كه همواره از منافع سـربـازان در جـبـهـه سـخـن مـى گـفـت بـا طـرح مـسـائلى از قـبـيـل سـوء اسـتـفـاده كـارگـزاران و فـرمـانـدهان ، فرار سربازان و نحوه بكارگيرى آنها در كـشـورهـاى ديگر، بمباران شهرها و نگرانى سربازان از وضعيت خانواده اشان و... عظيم ترين بخش ارتش آلمان يعنى سربازان را در انجام ماءموريت هاى خود سست مى كرد.(٢٤٠)
(٣) فريب اطلاعاتى
در اين شيوه ، به گونه اى به سيستم اطلاعاتى خوراك داده مى شودكه به نتيجه گيرى غلط برسد و فريب بخورد. در عمليات بزرگ فتح فاو باتوجه به حساسيتى كه دشمن نسبت به غـرب ارونـد رود پـيـدا كرده بود، تدابيرى انديشيده شد تا از راه فريب اطلاعاتى و با ايجاد حساسيت در ساير مناطق ، ذهنيت دشمن نسبت به اين منطقه از او گرفته شود. اين فريب با معطوف كـردن تـوجـه دشـمـن بـه هورالهويزه انجام شد و دشمن قدرت خود را در آنجا متمركز كرده و در نتيجه رزمندگان اسلام وارد فاو شدند.(٢٤١)