اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩

اهداف آفند

تهاجم به عنوان يك عمليات نظامى ممكن است داراى هدف يا اهداف زير باشد.

١ ـ ٥ ـ ٢ ـ تحميل اراده بر دشمن

هـدف اصـلى از يـك عـمـليـات تـهـاجـمـى ، تـحـمـيـل اراده خـود بـردشـمـن اسـت . امـّا چـون ايـن امر سـهـل الوصـول نـبـوده و گـاه دسـتـيـابـى بـه آن سـال هـا بـه طـول مـى انجامد، براى تهاجم اهداف ديگرى نيز ذكر كرده اند كه هر يك در راستاى هدف اصلى است .

هدف اصلى پيامبر اكرم (ص ) آن بود كه مشركان موحّد شوند ولى آنان عناد ورزيدند تا جايى كـه پـيـامـبـر مجبور به ترك مكّه وهجرت به مدينه شد. غزوات و سرايايى كه پس از هجرت ، بـه وقـوع پـيـوست در عين حالى كه خود داراى اهدافى بودند، در راستاى همان هدف اصلى نيز قـرار داشتند. سرانجام اين مبارزات با فراز و نشيبهاى بسيار با فتح مكه ، تسليم شدن جبهه شرك و بيعت زنان و مردان مكّه با پيامبر براساس خواست اوليه آن حضرت يعنى ترك شرك و قبول اسلام خاتمه يافت و اراده آن حضرت و دستيابى به هدف اصلى محقق شد. (٤٩)

٢ ـ ٥ ـ ٢ ـ انهدام نيروهاى دشمن

اگـرچه در اصول نظامى فعلى دنيا، انهدام نيروى دشمن يك هدف آفندى است ولى نظام دفاعى اسـلام ، انـهـدام نيرو را هرچند مشرك و كافر باشد، جزء اهداف تهاجمى خود نمى داند و حتى در مـيـدان جـنـگ نـيـز بـر هـدايـت فـكـرى انـسـانـهـا نـظـر دارد. در سـيـره رسول گرامى اسلام مى بينيم كه هنگام اعزام على (ع ) به سريه اى در يمن مى فرمايد:

عـلى ! بـا كـسـى از در جنگ وارد نشو و كوشش كن درپرتو نيروى منطق و حسن سلوك مردم را به راه راست هدايت نمايى !(٥٠)

با اين حال اگر دشمن بر عناد خويش و توطئه عليه اسلام ومسلمانان پافشارى كند به گونه اى كـه مـايه فتنه و فساد در زمين شود و هيچ اميدى براى اصلاح او نباشد، اسلام دستور انهدام نيروى دشمن را مى دهد. على (ع ) در اين زمينه مى فرمايد:

آخرالدواء الكى (٥١)

داغ كردن آخرين دارواست .

يـعـنـى اگر فتنه انگيزى دشمن به صورت يك عفونت مزمن ، حيات جامعه بشرى را تهديد كند، آخرين درمان ، جرّاحى آن و دست به شمشير بردن است .

غـزوه بـنـى قـريـظه و جنگ نهروان دو نمونه از انهدام نيروى دشمن در زمانى است كه هيچ اميدى به اصلاح آنان نبود و قطع ريشه فساد امرى لازم بود.

٣ ـ ٥ ـ ٢ ـ محروم ساختن دشمن از منابع حياتى

يـكـى از اهـداف عـمـليـات تـهاجمى ، كوتاه كردن دست دشمن از منابع حياتى مورد نياز آنهاست . منابعى كه انهدام آنها موجب تضعيف و در نهايت شكست دشمن مى شود.

در جنگ هاى صدر اسلام نيز نمونه هايى ديده مى شود كه هدف آن تهاجمات ، محروم ساختن دشمن از ايـن مـنـابـع اسـت . در جنگ خيبر، پيامبر اكرم (ص ) سه روز قلعه زبير را محاصره كرد ولى يـهـوديـان آنـجـا تـسـليـم نـشـدنـد تـا ايـنـكـه مـردى يـهـودى بـه نـام ((غزّال )) از حضرت امان خواست تا راه فتح قلعه را نشان دهد. او گفت : يهوديان در زير قلعه ها كـانـال هـاى عـبورى وراه هاى زير زمينى دارند كه شب ها از آن خارج و آب آشاميدنى خود را تهيه مـى كـنـنـد و تـنـهـا راه تـسـليـم آنـهـا، بـسـتـن آبـشـخـورهـاسـت . نـبـىّ مـكـرّم دسـتـور دادنـد تـا كـانـال ها و راه هاى مخفى را به روى دشمن ببندند، در نتيجه آنها ناچار از قلعه خارج شده و در جنگ با مسلمانان مغلوب گشتند و قلعه فتح شد.(٥٢)

يكى از زمينه هاى وقوع جنگ بدر آن بود كه رسول خداسعى داشت راه تجارى قريش به شام را ـ كـه از نـزديـكـى مـدينه مى گذشت ـ ناامن كند. از اين رو دستور داد تا مسلمانان كاروان تجارى قـريـش بـه سـرپـرسـتـى ابـوسـفـيـان را مـورد تـهـاجـم قـرار دهـنـد و امـوالشـان را بـه غنيمت بگيرند.(٥٣)