اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧

تك پشتيبانى و تك فريبنده هر دو به منظور منحرف كردن توجّه دشمن از منطقه تك اصلى انجام مـى گـيـرد با اين تفاوت كه تك فريبنده هيچ گاه به منظور تصرف هدف نهايى ادامه نخواهد يافت .(٣٣)

٤ ـ ٢ ـ ٢ ـ تك شبانه

تـكى است كه در تاريكى شب و عمدتا به منظور غافلگيرى وفريب دشمن و اجتناب از تلفات زيـاد اجـرا مـى گـردد. اين تك به دو روش : با روشنايى و پشتيبانى ؛ بى روشنايى و بدون پشتيبانى اجرا مى گردد. (٣٤)

٥ ـ ٢ ـ ٢ ـ نفوذ

حركات افراد يا خودروها به طور منفرد يا در گروه هاى كوچك درمسافات طولانى و نامنظم است . كاربرد اين حركات ، هنگامى است كه حداكثر مخفى كارى و فريب موردنظر باشد.

هـمـچـنين در جنگ هاى نامنظم ، به ورودپنهانى پرسنل برگزيده ؛ بااستفاده از فنون ويژه به يك منطقه تحت اشغال دشمن نيز نفوذ مى گويند.(٣٥)

در يـكـى از روزهـاى جـنگ صفين ، سرعت پيشروى نيروهاى سپاه امام (ع ) به حدّى رسيد كه هزار نفر از آنان ارتباطشان باسپاه قطع و به محاصره دشمن درآمدند. حضرت على (ع )، رزمنده اسب سوار داوطلبى را ماءمور كرد تا با شكافتن صفوف دشمن ، خود را به نيروهاى خودى برساند و ايـن فرمان را ابلاغ كند: براى شكستن محاصره ، با شعار ((لا اله الاّ اللّه )) و فرياد ((اللّه اكـبـر)) ازداخل به دشمن هجوم آوريد، ما هم از اين سو با همان شعار يورش مى بريم تا شما را از مـحـاصـره درآورده و دشـمـن را محاصره مى كنيم . با اجراى اين دستور، محاصره شكسته شد و سپاه دشمن با تحمل هفتصد كشته ، از صحنه نبرد گريخت .(٣٦)

٦ ـ ٢ ـ ٢ ـ شناسايى با رزم :

تـكـى است كه با يك نيروى قابل ملاحظه به منظور كشف گسترش ،سنجش قدرت رزمى ، تعيين نـقاط ضعف دشمن يا توسعه ساير اطلاعات انجام مى شود. منظور از اين عمليات ، كسب اطلاع از دشـمـن و وادار نـمـودن او بـه اسـتـفـاده از آتـشـهـاى طـرح ريـزى شـده و وارد عمل نمودن احتياط خود مى باشد.(٣٧)

اقدامات كنترلى مورد نياز در يك تهاجم

اقـدامـات كنترلى ، مجموعه فعاليت هايى است كه به منظور به دست آوردن وحدت تلاش در تك صـورت مـى گـيـرد و بـه فـرمـانـده ايـن امـكـان را مـى دهـد كـه عـوامـل مـانـور و آتـش را بـرحـسـب وضـعـيـت كـنـتـرل نمايد. مهم ترين اقدامات كنترلى به شرح ذيل مى باشند:

١ ـ ٣ ـ ٢ ـ واگذارى هدف

بـه مـنـظـور ايـجـاد وحـدت تـلاش و مـرحـله بـنـدى تـك و تـسـهـيـل درتـغـيـيـر سـمـت ، هـدف يـا اهـدافـى بـه يـگـان هـاى عمل كننده واگذار مى شود. هدف ممكن است يك عارضه حساس يا يك منطقه جغرافيايى يا عناصرى از دشمن باشد.

هـدف واگـذار شده بايد خصوصيات زير را داشته باشد تابتواند به عنوان يك اهرم كنترلى مورد استفاده قرار گيرد:

١ـ به سهولت قابل تشخيص باشد؛

٢ـ انهدام يا تصرف آن در زمان و مكان ممكن باشد؛

٣ـ با مقدورات نيروى عمل كننده وفق داشته باشد.(٣٨)

در قديم ، عناصر دشمن عمده ترين هدف هاى يك تهاجم بودند. به عنوان نمونه در صفين ، پس از صـف آرايـى دو سـپـاه شـام و كـوفـه ، عـلى (ع ) نـام قـبـايل سپاه دشمن را جويا شد و پس از اطلاع از محل استقرار آنها در ميدان جنگ ، به سپاهيان خود فـرمـود: هـر قـبـيـله از شـمـا بـا قـبيله همنام و همتاى خود در لشكر دشمن بجنگد.(٣٩) (اَزْد طرفدار امام با اَزْد حامى معاويه ، خثعم طرفدار امام با خثعم پيرو معاويه ...). بدين سان امام (ع ) هدف هر يك از قبايل سپاه خود را نيروى انسانى قبيله دشمن قرار داد.

٢ ـ ٣ ـ ٢ ـ تعيين خط عزيمت

خـط عـزيـمـت ، خـطـى اسـت كـه در آغـاز تـهـاجـم بـه مـنـظـور كـنـتـرل هـمـاهـنـگـى عـنـاصـر مـقـدّم يـگـان تـك ور تـعـيـيـن مـى شـود. كمال مطلوب آن است كه اين خط به وسيله عارضه اى از زمين مشخص گشته و تشخيص آن در روى زمـيـن آسـان بـاشـد و درجـايـى انـتـخـاب گـردد كـه از تـيـر مـسـتـقـيـم دشـمـن مـحـفوظ مانده و در كنترل نيروى خودى باشد.(٤٠)