اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧

زمينه هاى ايجاد رعب

بـه كـارگـيرى اصل رعب در يك يگان رزمى اسلامى ، به زمينه ها و بسترهايى نيازمند است كه بـدون آنـها يا كم تاءثير و يا فاقد اثر خواهد بود. نيروهاى به كارگيرنده رعب بايد داراى شرايط زير باشند:

(١) مصمّم و شهادت طلب :

عـزم راسـخ ، اراده پـولاديـن و يـقـيـن قلبى به سعادتمندى در پيروزى ياشهادت ، از خصايص ذاتـى هـر رزمـنـده مـسـلمـانـى اسـت . در جـنـگ هاى صدر اسلام ، مسلمانان با چنين چهره اى بادشمن روبـرو مـى شـدند و جاسوسان و گشتى شناسايى هاى دشمن به برجستگى اين ويژگى پى مـى بـردنـد و مـوجـب رعـب خـود و سـپـاهـشـان مـى شـدند. آنگونه كه در گزارش دشمن از وضعيت رزمندگان اسلام در جنگ بدر آمده است :

بـه خـدا! نه مردمى چابك هستند، نه شمار چندانى دارند و نه ساز و برگ و اسلحه اى . اما به خـدا سـوگـنـد! من ايشان را گروهى ديدم كه به هيچ وجه نمى خواهند به خانه خود برگردند، گـروهـى طـالب مـرگ كه هيچ پناهگاه و اتكايى جز شمشير خود ندارند و در زير سپرها همچون سنگ اند.(٢١٠)

(٢) عمل به تهديد

تـهـديـدى مـوجـب وحـشـت دشـمـن و فـراهـم آوردن زمـيـنـه هـاى رعـب خـواهـد بـود كـه بـا عمل همراه باشد به گونه اى كه دشمن يقين كند كه اگر به خواسته هاى آنان گردن ننهد، آن تـهـديـدات عـمـلى خـواهـد شـد. امـيـر مـؤ مـنـان عـلى (ع ) طـلحـه و زبـيـر را در جـنـگ جمل اينگونه سرزنش مى كند:

مـانـنـد رعد صدا كرده ، ترسانيدند و مثل برق درخشيده ، از جا درآمدند و با اين جوش و خروش ، در وقـت كـارزار نـاتـوان و تـرسان بودند، وليكن ما صدا نمى كنيم و نمى ترسانيم تا موقع عمل ؛ و تا نباريم ، سيل جارى نمى كنيم .(٢١١)

(٣) داشتن سابقه عملياتى درخشان

داشتن كارنامه اى درخشان در زمينه پيروزى و دفاع در صحنه نبرد،يكى از زمينه هاى ايجاد رعب اسـت . در صـدر اسـلام ، شـكـسـت دادن مـشـركـان و يـهـود، آنـچـنـان رعـبـى از مـسـلمـانـان در دل دشـمـن انـداخـتـه بـود كـه هرگونه مقاومت آنان را از بين برده بود. در گزارش يك جاسوس يهودى دستگير شده ، قبل از جنگ خيبر آمده است :

يـهـوديـان خـيـبـر، سـخت از شما ترسان و بيمناكند، چون رفتار شما را با يهوديان مدينه ديده اند.(٢١٢)

روش هاى ايجاد رعب

بـراى ايـجـاد رعـب راه هـاى مـتـعـددى وجـود دارد كـه اسـتفاده از هر يك ، به شرايط صحنه نبرد، استعداد، آرايش نيروهاى خودى و دشمن ، وضعيت جغرافيايى منطقه نبرد و... بستگى دارد. و ما به برخى از اين روش ها مى پردازيم :

(١) آمادگى كامل رزمى

خداوند متعال ، با فرمانى عمومى ، خطاب به همه مسلمانان مى فرمايد:

((وَاءَعـِدُّوا لَهـُم مـَااسـتـَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَاَّخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَتَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ))(٢١٣)

هـر نـيـرويـى در قـدرت داريد، براى مقابله با آنها (دشمنان ) آماده سازيد! و (همچنين ) اسب هاى ورزيـده (بـراى ميدان نبرد) تا به وسيله آن ، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد! و (همچنين ) گروه ديگرى غير از اينها را، كه شما نمى شناسيد و خدا آنها را مى شناسد.

اين آيات اعلان مى دارد كه مسلمانان ، هر گونه نيرو اعم از مادى ومعنوى ، انسانى و تجهيزاتى ، عـمـليـاتـى و تداركاتى ، عمومى و تخصّصى و... را تدارك ببينند. علاوه بر اين به فنون نـظـامى روز و روش استفاده از سلاح ها آشنا شوند و با انجام مانورهاى نظامى ، درصد آمادگى رزمى خويش را بالا برند.

هـدف از ايـن آمـادگـى ، تـجاوز و تعدى به ديگران نيست ، بلكه ترساندن و به وحشت انداختن دشمن به منظور جلوگيرى و يا دفع تجاوز اوست . اين شيوه از رعب ، برخلاف شيوه هاى ديگر، دائمى است و پيوسته بايد به كار گرفته شود.

مـصـداق كـامـل آمـادگـى كـه موجب رعب دشمن شد، جنگ تبوك است كه به دستور پيامبر(ص ) تمام مسلمانان و امكانات جنگى آنها، براى جنگ با لشكر مجهّز روم بسيج شدند. وقتى خبر حركت آنها بـا سـى هـزار جـنـگـجـو و ده هـزار اسـب بـه سـرحـدّات روم رسيد، دشمن به وحشت افتاد و توان رويارويى را از دست داد و به ناچار عقب نشينى كرد.(٢١٤)