اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
رعب در قرآن و سنت
يـكـى از سـنـت هـاى الهـى خـاص مـؤ منان ، يارى آنها با امدادهاى غيبى است و از مهم ترين اسباب تـحـقـق ايـن سـنّت در جهاد، القاء رعب در دل دشمن است . واژه رعب پنج بار در قرآن آمده كه چهار بار آن به عنوان يكى از راه هاى نصرت الهى و امداد غيبى است .
طـبـق مـفاد اين آيات ، اين شيوه ازنصرت الهى در جنگ هاى بدر و احد به هنگام نبرد با مشركان و در پـيكار با يهود بنى نضير كه پيامبر اكرم (ص ) شخصا فرماندهى را بر عهده داشتند، به كمك سپاه اسلام آمده است .
در جـنـگ بـدر كـه هـمـه اسـبـاب مـادّى بـه نـفـع قـريـش گـواهـى مـى داد، امـداد الهـى از راه نـزول فـرشـتگان به يارى مسلمانان آمد و وعده الهى كه :((سَاءُلْقى فى قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ))(٢٠٤) به زودى در دل هاى كافران ترس و وحشت مى افكنم .)) تحقق يافت .
در جنگ با بنى قريظه كه پيمان شكنان يهود قصد جان پيامبر(ص ) را كردند، سپاه اسلام به دسـتـور حـضـرت ، قـلعـه يـهود را محاصره كردند؛ به شهادت قرآن ، تنها عاملى كه باعث شد يـهـود تـوان مـقـابـله بـا مـسـلمـانـان را از دسـت داده و تـسـليـم شـونـد، افـكـنـدن رعـب در دل هـاى آنـان از طـرف خـداوند متعال بود چنانچه قرآن كريم مى فرمايد:((وَ قَذَفَ فى قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ(٢٠٥): و در دل هايشان ترس و وحشت افكند)).
اگـر جنگ هاى صدر اسلام با دقت خاص تحليل شود، اين نكته هويدا مى شود كه سهم زيادى از پـيـروزى هاى مسلمانان را، استفاده پيامبر از رعب ، چه به صورت امداد الهى و چه به عنوان يك تـاكـتـيـك خـاص ، بـرعـهـده داشـتـه اسـت تـا جـايـى كـه پيامبر(ص ) با كلام مشهور: ((نُصِرْتُ بـِالرُّعـْبِ))(٢٠٦) پـيـروزى و يـارى خـود را بـه ايـن اصل نسبت مى دهد.
آن حضرت درباره ميزان تاءثير رعب در دل دشمنان مى فرمايد:
((نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسيرَةَ شَهْرٍ))(٢٠٧)
به فاصله يك ماه مسافت ، به وسيله رعب يارى شدم .
يـعـنـى خـداونـد آنـچـنـان رعـب از پـيـامـبـر ومـسـلمـانـان را در دل دشمنان مستولى كرده بود كه از اين فاصله (ده ها كيلومتر) جراءت نزديك شدن و رويارويى با آنها را نداشتند!
رسـول گـرامى به هنگام اعزام على (ع ) به قلعه هاى خيبر فرمود: اين پرچم را بگير و با آن به پيش برو كه جبرائيل همراه و يارى الهى پيشاپيش تواست و رعب در سينه يهوديان گسترش يافته است .(٢٠٨)
در مـقـايـسـه اسـتـفـاده از رعـب ، دو مـشـخـصـه پـيـامـبـر را در بـه كـارگـيـرى ايـن اصل در جنگ ، از ديگران متمايز مى سازد: الهى بودن اهداف و انسانى بودن شيوه ها.
سـيـره جـنـگـى پـيامبر(ص ) ما را به اين حقيقت افتخارآميز رهنمون مى سازد كه آن حضرت تا حد امـكـان سـعـى مـى كـرد از شيوه هايى بهره گيرد و اصولى را به كار بندد كه دشمن را بدون درگـيـرى و بـروز تـلفـات جـانـى ، مـجـبـور بـه تـسـليـم وقـبـول خواسته هاى بر حق خود نمايد. بر اثر اتخاذ چنين شيوه اى به رغم ٧٢ جنگ و سريه ، تلفاتى در حدود هزار تا هزار و چهارصد نفر از طرفين جنگ ها بر جاى ماند كه نسبت به تمام لشـكر كشى هاى تاريخ بى سابقه مى نمايد.(٢٠٩) و يكى از شيوه هاى تحقق اين هدف انـسانى ، به كارگيرى رعب بود. سپاه اسلام با ايجاد رعب ، سعى مى كرد با كمترين تلفات حتى از دشمن ، به خواسته هاى برحق خود نائل آيد.
پـيـامـبـر اكـرم (ص ) هـرگـز مـانـنـد سـايـر فـرمـانـدهـان جـنـگ در طـول تـاريـخ ، از شـيـوه هـاى غـير انسانى مانند مسموم كردن آب و غذاى دشمن ، كشتن افراد غير نـظـامـى و تـخـريـب خـانـه هـاى آنـان و... بـراى ايـجـاد رعـب در دل دشمن بهره نگرفت .
در اسـلام ، ايـجـاد رعـب تـنـهـا بـه نـيـروهـايـى مـحـدود مـى شـود كـه در صـحـنـه نـبـرد در مـقـابـل اسـلام صـف كـشـيـده انـد يـا نـيـروهـايـى كـه بـه گونه اى از آنها پشتيبانى مى كنند و شـامـل نـيـروهـاى غـير نظامى و غير فعّال در زمينه جنگ و امداد آن ، به ويژه زنان و كودكان نمى گردد.