اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
پـيـكـارهـاى صـدر اسلام ، شاهد نمونه هاى بسيارى از به كارگيرى وحدت فرماندهى توسط مـعـصـومـان (ع ) است . پيامبر اكرم (ص ) هنگام اعزام مسلمانان به جنگ موته ، به ترتيب ، جعفر بن ابى طالب ، زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه را به فرماندهى منصوب فرمود و دستور داد تـا پـس از شـهـادت هـر يـك ، ديـگـرى فـرمانده سپاه شود و پس از شهادت آخرين فرمانده ، مسلمان ها از ميان خود فردى را برگزينند و منصب فرماندهى دهند. سه فرمانده دلاور اسلام به تـرتـيـب به شهادت رسيدند و مسلمانان ، خالدبن وليد را فرمانده قرار دادند و او سپاه را به مدينه هدايت كرد.(١٤٦)
در پـيـكـارى ديـگـر، رسـول اكـرم (ص ) جـمـعى رابه فرماندهى على (ع ) و جمعى ديگر را به فـرمـانـدهـى ((خـالد)) بـه سـوى يـمـن گـسـيـل داشـت و بـه آنان فرمود: هنگامى كه از يكديگر جـداهـسـتـيـد، هـر يـك فـرمـاندهى سپاه خود را بر عهده دارد، و چون به هم رسيديد، على فرمانده كل است .(١٤٧)
قـبـل از آغـاز جـنـگ صـفـيـن ،حـضـرت عـلى (ع ) دوازده هزار نفر از نيروهاى خود را به عنوان پيش قـراولان سـپـاه بـه سـوى دشـمـن اعزام كرد. فرماندهى بخشى از آنان را بر عهده ((شريح بن هـانـى )) گـذاشـت و فـرمـاندهى بخشى ديگر را به ((زياد بن نضر)) سپرد. اميرمؤ منان براى جلوگيرى از پيامدهاى سوء تك روى و اختلاف و رعايت وحدت فرماندهى ، طى نامه اى به آن دو نوشت :
مـسـؤ وليت و فرماندهى نيروهاى پيشگام با زياد بن نضر است و شريح نيزفرماندهى بخشى از آنـهـا را بـه عـهده دارد. اگر در مسير از هم جدابوديد، هر يك فرمانده نيروهاى خود بوده و در صورت اجتماع ، فرماندهى كل نيروها با زياد بن نضر است .
سـپس هنگامى كه آن دو با مقدمه لشكر معاويه روبه رو شدند، حضرت براى تقويت آنها، مالك اشـتـر را فـرسـتـاد و بـه او دسـتـور داد كـه زيـاد و شريح را بر ميمنه و ميسره بگمارد و خود فـرمـانـدهـى كـل را بـر عـهـده گـيـرد و به زياد و شريح نوشت : مالك بن حارث را بر شما و پيروان شما امير و فرمانده گردانيدم ، فرمان او را شنيده و اطاعت نماييد.))(١٤٨)