اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢

فـتـح مـكـّه بـه رغـم گستردگى منطقه عمليات ، دورى مسافت و حضور رزمندگان اسلام از تمام قـبـايـل ، نـمـونـه بارز حفاظت طرح ها، دستورات و حركات است . در اين نبرد، سپاه اسلام تا مرّ الظهران (١٢ كيلومترى مكّه ) پيش رفت ولى فرماندهان و نيروها از هدف اصلى بى اطلاع بودند و دشـمـن هـم كـمـتـريـن اطـّلاعـى از هـدف پـيـامـبـر نـداشـت ؛ زيـرا پـيـامـبـر(ص ) قـبـل از حـركـت دسـتـور داد تـا راه هـاى ورود و خـروج كـنـتـرل شـود و از خـروج افـراد جـلوگـيـرى شـود و بـه سـران قبايل به طور سرّى فرموده بود كه فلان روز و فلان مكان با نيروهايتان به من ملحق شويد و اين راز را نزد خود نگهداريد.(١٢٥)

در سريه نخله نيز پيامبر اكرم (ص )، عبداللّه بن جحش را به عنوان فرمانده به همراه نامه اى بـه مـاءمـوريـت فـرسـتـاد و فـرمود: در اين مسير حركت كن و پس از دو روز راه پيمايى ، نامه را بگشاى و طبق آن عمل كن .(١٢٦)

٤ ـ ٤ ـ ٥ ـ برقرارى سدهاى موانع

سـدهـاى مـوانـع ، مواضعى هستند كه پيشروى دشمن را مسدود ياكاناليزه مى كند. اين موانع ممكن اسـت طـبـيـعـى (رودخـانـه ، جـنـگـل ، ارتـفـاعـات صـعـب العـبـور) يـا مـصـنـوعـى (مـيـدان مـيـن ، كانال ، خاكريز و...) باشد.(١٢٧)

حـضـرت عـلى (ع ) در نـامـه اى بـه شـريـح بـن هـانـى و زيـادبـن نضر در استفاده از موانع مى فرمايد:

پـس هـرگـاه بـه دشـمن برخورديد و يا دشمن به شما برخورد، بايدلشكرگاه شما در جاهاى بـلنـد يـا دامـنـه كـوه هـا يـا كـنـار رودخـانـه هـا بـاشـد تـا بـراى شـمـا كـمـك و جـلوگـيـر باشد.(١٢٨)

درجنگ احزاب ، پيامبر اكرم (ص ) براى دفاع از شهر مدينه ، هم ازموانع طبيعى بهره گرفت و هـم از مـوانـع مـصنوعى ، كوه سلع در سمت چپ و نخلستان ها و زمين هاى ناهموار و صعب العبور در سمت راست مدينه قرار داشت . حضرت بين اين دو مانع ، يك مانع مصنوعى (خندق ) نيز ايجاد كرد. سـپاه دشمن پس از يك ماه ماندن در پشت اين موانع ، بدون هيچ نتيجه اى و با از دست دادن چند تن از شجاعان خود مانند عمرو بن عبدود عقب نشينى كرد.

٥ ـ ٤ ـ ٥ ـ عمليات ممانعتى

عمليات ممانعتى ، عملياتى است كه با هدف محروم ساختن دشمن از دستيابى آزادانه به منابع ، مناطق حياتى و يا عوارض حساس منطقه انجام مى شود. (١٢٩)

اعـزام سـپـاهـيـان اسـلام بـه ده هـا غـزوه و سـريه ، در واقع همان عمليات ممانعتى بود. قطع راه تـجـارى مـشـركـان مـكـه ، غـزوه تـبـوك بـا هـدف سـركـوب تـجـمـع رومـيـان ، جـنـگ ذات السلاسل با هدف سركوب تجمع مشركان و... مصداق هايى از عمليات ممانعتى در جنگ هاى صدر اسلام اند.

٦ ـ ٤ ـ ٥ ـ سرعت در حركات و اعمال

سـرعـت در حـركـت بـه سـوى مـواضـع دشـمـن و جـابـه جـايـى هـا و اعـمـال ، ازديـگـر شـيـوه هـاى تـاءمـيـنـى اسـت . چرا كه علاوه بر غافلگير كردن دشمن ، تاءمين قابل قبولى را براى نيروهاى عمل كننده فراهم مى آورد.

نـمـونـه بـارز بـه كـارگـيـرى ايـن عـامـل را مـى تـوان در سـرعـت عـمـل پـيـامـبر(ص ) در محاصره قلعه هاى خيبر ديد كه ساكنان آنجا وقتى صبحگاهان براى كار روزانه از قلعه خارج شدند، متوجه حضور سپاهيان اسلام در كنار قلعه ها شدند.(١٣٠)

٧ ـ ٤ ـ ٥ ـ داشتن احتياط مناسب و متحرك

احـتـيـاط، بـخـشـى از يك نيرو است كه در آغاز عمليات ، درعقب يادور از تماس دشمن نگهدارى مى شود.(١٣١) اين نيرو بايد تازه نفس ، قوى و پرتحرك باشد.

امير مؤ منان على (ع ) درباره ضرورت وجود نيروى احتياط مى فرمايد:

((وَاجْعَلُوا الْخَيْلَ الرَّوابِطَ وَ الْمُنْتَخَبَةَ رِدْءا لِلِّواءِ وَ الْمُقَدِّمَةِ(١٣٢)

اسب هاى آماده و نفرات برگزيده (احتياط) را پشتيبان پرچم و نيروهاى پيشتاز قرار دهيد.

در اين رابطه همچنين مى توان به سفارش آن حضرت به خليفه دوم مبنى بر فرستادن دو سوم لشـكـر بـه جـنـگ بـا قـواى ايـران و نـگـهـداشـتـن يـك سـوم آن در پـادگـان كـوفـه اشـاره نمود.(١٣٣)