اصول جنگ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
٣ ـ ٣ ـ ٥ ـ كاهش آسيب پذيرى
با رعايت اصل تاءمين ، درصد آسيب پذيرى يك يگان عملياتى ، چه در زمينه نيروهاى انسانى و چه در زمينه امكانات و تجهيزات بسيار كاهش مى يابد.
٤ ـ ٣ ـ ٥ ـ تضمين عدم غافلگيرى
كـسـب اطلاعات لازم از موقعيت دشمن و حفظ هوشيارى ، دقت و آمادگى رزمى كه از لوازم و شرايط اصـل تـاءمـيـن بـه شـمـار مـى رود و هـمـچـنـيـن اتـّخـاذ شـيـوه هـاى اجـراى اصل تاءمين به ويژه در حالت پدافند، از غافلگير شدن توسط دشمن جلوگيرى مى كند، لذا يكى از اهداف مهم اصل تاءمين ، تضمين عدم غافلگيرى است .(١١١)
٥ ـ ٣ ـ ٥ ـ ناكام گذاشتن دشمن در كسب اطلاعات
كـسـب اطـلاعـات ، يـك امـر دو جـانـبـه اسـت . هـمـچنان كه ما به روش هاى گوناگون در پى كسب اطلاعات لازم از وضعيت دشمن هستيم ، دشمن نيز به اين كار دست مى زند. براى آنكه دشمن را در دسـت يـافـتـن بـه ايـن اطـلاعـات نـاكـام سـازيـم ، بـايـد اصـل تـاءمـيـن را بـه دقـت پـيـاده كرده ، با استفاده از شيوه هاى مناسب تاءمين ، راه هاى نفوذ كسب اطلاعات توسط دشمن را مسدود نماييم .
شيوه هاى تاءمين
براى دستيابى به اصل تاءمين ، شيوه هاى مختلفى وجود دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
١ ـ برقرارى عوامل تاءمين
٢ ـ شناسايى و كسب اطلاعات
٣ ـ ضدّشناسايى و حفاظت اطلاعات
٤ ـ برقرارى سدّهاى موانع
٥ ـ عمليات ممانعتى
٦ ـ سرعت در حركات و اعمال
٧ ـ داشتن احتياط مناسب و متحرك
٨ ـ پراكندگى .
١ ـ٤ ـ٥ ـ برقرارى عوامل تاءمين
تـاءمـيـن امـنـيـت يـك يـگـان نـظـامـى ، در آفـنـد و پـدافـنـد از راه عوامل مختلفى صورت مى پذيرد.
يـك ـ آفـنـد: در آفند، عوامل تاءمينى عبارتند از: نيروهاى گشتى شناسايى ، طلايه دار، جلودار، پـهـلودار، و عـقـب دار، كـه مـا بـه اخـتـصـار بـه بـرخـى از مـصـاديـق بـه كـارگـيـرى ايـن عوامل در جنگ هاى صدر اسلام مى پردازيم .
در جـنـگ هاى صدر اسلام ، پيش فرستادن بخشى از نيروها به فرماندهى فردى كارآزموده به سـوى دشمن ، شيوه اى معمول بوده است . اين گروه كه از آن به ((مقدمة الجيش )) تعبير مى شد، داراى يـك نـيـروى تـاءمينى به نام ((طليعه )) بود كه تقريبا همان وظايف نيروهاى اطلاعاتى ـ شناسايى و ديدبانان امروزى را به عهده داشته است .(١١٢)
براى نمونه ، پيامبر اكرم (ص ) در جنگ خيبر، ((عباد بن بشر)) و در جنگ حنين ((خالد بن وليد)) را به همراه گروهى به عنوان پيشاهنگ (نيروى جلودار) اعزام نمود.(١١٣) حضرت على (ع ) نـيـز در جـنـگ صفين ، ((زياد بن نضر)) و ((شريح بن هانى )) را با سپاهى دوازده هزار نفره ، بـه عـنـوان ((مـقـدمـة الجـيـش )) بـه سـوى سـپـاهـيـان مـعـاويـه گسيل داشت .(١١٤)
پـيـامبر اكرم (ص ) به هنگام آرايش سپاه متناسب با صحنه نبرد، از تاءمين عقب لشكر و موضعى كـه بـراى نـبـرد انـتـخـاب مـى نـمـود، هـرگـز غـفـلت نـمـى ورزيـد، نـمـونـه كـامـل آن ، انـتـخـاب چـنـيـن روشـى در جنگ احد بود. حضرت با انتخاب گروهى تيرانداز ويژه و اسـتـقـرار آنـهـا در مـوضـع نـفـوذ احـتـمـالى دشـمـن ، عـقـب لشـكـر را مـورد حـفـاظت و تاءمين قرار داد.(١١٥) گـرچـه ايـن نـيـروهـا بـه وظـيـفـه خـود عمل نكردند.
هـمـچـنـيـن نـقـل اسـت كـه عـلى (ع ) در جـنـگ جـمـل ، ((هند مرادى جَمَلى )) را بر ساقه سپاه گماشت (١١٦).
دو ـ پـدافـنـد: اسـتـقـرار نـيـروهـاى تـاءمـيـنـى ، يـكـى از شـيـوه هـاى اجـراى اصـل تـاءمـيـن در پدافند است . اين نيروها از طريق ديدبانى ، اعزام گشتى و مراقبت و نگهبانى خـطـوط پـدافـنـدى را تـاءمين مى كنند و ما به اختصار به مصاديق اين شيوه ها در جنگ هاى صدر اسلام مى پردازيم .
ديـدبـانـى بـه مـعـناى تحت نظر داشتن منطقه استقرار دشمن است .(١١٧)على (ع ) درباره چگونگى استقرار ديدبان مى فرمايد:
بـراى خـودتـان در بـلنـدى كـوه هـا و مـيان تپه هاى مسطّح ، پاسبانان وديدبانان بگذاريد تا دشـمـن از جـايـى كـه مـى تـرسـيـد يـا از جـايـى كـه ايـمـن هـسـتـيـد، به طرف شما نيايد. (حمله نكند)(١١٨)