ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - بخوان به نام رهايى!
مردانى از شرق[١]
اى پيامبر! سلام بر تو كه وعدههاى تو را با دستهاى لرزان خويش لمس مىكنيم.
ما فرموده تو را كه «از شرق، كسانى راه را براى ظهور مهدى (ع) هموار مىكنند» از ياد نبردهايم.
سلام بر تو! سلامى به طراوت خونهاى جوانانمان.
حاشا كه از ياد ببريم آن منظره را كه به ابوذر فرمودى:
«ابوذر! مىدانى چه انديشهاى مشغولم داشته است و پرنده اشتياق دلم به كدام سوى پر مىكشيد؟ دلم به شوق ديدار برادرانى مىتپد كه بعدها خواهند آمد، مقامشان همسنگ مقام انبياست و منزلتشان در نزد خدا منزلت شهدا.
از پدر و مادر و برادر و خواهر خويش به خاطر جلب رضاى خدا دست مىكشند و آنچه مال در خورجين تملك دارند، فداى خدا مىكنند.
در مقام خشوع در مقابل خداوند تا اوج ذلت رشد مىكنند، دل از دنيا و مافيها مىكنند ...
دلهايشان رو به سوى خدا دارد، جانهايشان از خداست و دانششان براى خدا ...».
اى پيامبر! از يادمان نمىرود آن خاطره را كه آنقدر از صفات اين عزيزانت مشتاقانه گفتى كه اشك در چشمانت نشست و همان حال كه زمين اشكهاى مبارك تو را در بغل مىفشرد دعايشان فرمودى: «خداوندا! حفظشان كن و ياريشان فرما در نبرد با دشمنان و چشمم را به ديدارشان در قيامت روشن كن».
پيامبر! عزيز خداوند! معشوق معبود! سلام بر تو!
تو كه قرنها پيش براى اين عزيزانت گريستى و دعايشان فرمودى و مىدانستى و مىدانى كه حيات و نصر و فتحشان به پشتوانه دعاى توست، اكنون در اين مخاطرات رهايشان نكن.
پىنوشتها:
[١]. مهدى شجاعى، خدا كند تو بيايى، تهران، نشر نيستان، ١٣٧٨، چ ٣، صص ٥ و ٦.
[٢]. سووره مائده (٥) آيه ١٥. برايتان از جانب خدا نورى آمده است.
[٣]. خدا كند تو بيايى، صص ١٥- ١٧.