ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و هشتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
تاريخ ديروز، تاريخ فردا
٢ ص
(٤)
بخوان به نام رهايى!
٤ ص
(٥)
از ميان خبرها
٨ ص
(٦)
تبليغ وهابيت در سيستان
٨ ص
(٧)
جنگ شديد و بى امان عليه شيعيان!
٨ ص
(٨)
پورنوگرافى به جاى سينما
٨ ص
(٩)
فتواى علماى سعودى براى انهدام ضريح سيدالشهدا!
٨ ص
(١٠)
اعطاى نشان شواليه به سلمان رشدى (مرتد) نشان تداوم جنگ هاى صليبى
٨ ص
(١١)
رژيم صهيونيستى، دشمن تمام دنيا
٩ ص
(١٢)
بايد با منطق از مواضع شيعه دفاع كرد
٩ ص
(١٣)
تاريخ علم اسلام در دانشگاه ها تدريس شود
٩ ص
(١٤)
تشرف، آرى يا خير؟
١٠ ص
(١٥)
آرزوى وصال
١٥ ص
(١٦)
كسى جز من نيست!
١٦ ص
(١٧)
احتجاج اميرالمؤمنين (ع)
١٦ ص
(١٨)
كشتى نجات
١٨ ص
(١٩)
ولايت؛ بزرگ ترين نعمت
١٨ ص
(٢٠)
لزوم تقويت ولايت
١٨ ص
(٢١)
خليفه خدا، واسطه فيض
١٩ ص
(٢٢)
امامت از جانب خدا
١٩ ص
(٢٣)
توسل آدم (ع)، به خمسه طيبه (ع)
٢٠ ص
(٢٤)
تزكيه شرط درك كلام خدا، پيامبر و ائمه (ع)
٢١ ص
(٢٥)
اهل بيت (ع) در مرتبه اعلاى طهارت
٢١ ص
(٢٦)
نشانه هاى ظهور
٢٢ ص
(٢٧)
نشانه هاى عجيب و غريب
٢٣ ص
(٢٨)
فتنه ها، بدترين فتنه ها
٢٣ ص
(٢٩)
صيحه آسمانى
٢٤ ص
(٣٠)
سفيانى
٢٥ ص
(٣١)
پنج نشانه
٢٥ ص
(٣٢)
دجال
٢٥ ص
(٣٣)
از يمن تا نجف براى ديدار
٢٦ ص
(٣٤)
شعر و ادب
٢٩ ص
(٣٥)
انتظار
٢٩ ص
(٣٦)
يا صاحب الزمان (عج)
٢٩ ص
(٣٧)
گريه هاى تو
٢٩ ص
(٣٨)
دل بى كينه
٢٩ ص
(٣٩)
آخرالزّمان در سينماى امروز
٣٠ ص
(٤٠)
جامعه مسلمانان آمريكا
٣٤ ص
(٤١)
سازمان و تشكيلات مسلمانان
٣٤ ص
(٤٢)
ابعاد سياسى، اقتصادى و اجتماعى مسلمانان مقيم آمريكا
٣٥ ص
(٤٣)
هاليوود و 11 سپتامبر
٣٨ ص
(٤٤)
فيلم هاى پيش از 11/ 9
٣٩ ص
(٤٥)
توطئه يا تصادف
٣٩ ص
(٤٦)
عدد شناسى 11/ 9
٤٠ ص
(٤٧)
نگاهى دقيق تر
٤١ ص
(٤٨)
آيا آمريكا به سوى بزرگترين فاجعه استراتژيك تاريخش گام برمى دارد؟
٤٢ ص
(٤٩)
بازى واشنگتن، مهره هاى عرب
٤٢ ص
(٥٠)
افزودن بر ريسك اين قمار
٤٤ ص
(٥١)
دائرةالمعارف اسلام(EI) و رويكرد به تشيع
٤٥ ص
(٥٢)
فضايل امامان
٤٨ ص
(٥٣)
فضايل بشرى
٤٨ ص
(٥٤)
فضايل اهل بيت (ع)
٤٩ ص
(٥٥)
فضايل، دليل امامت
٥١ ص
(٥٦)
فضيلت ذكر فضايل
٥١ ص
(٥٧)
پنهان نمودن فضايل
٥٢ ص
(٥٨)
يكى از هفت نفر
٥٣ ص
(٥٩)
جهانى شدن و حكومت جهانى حضرت مهدى (ع)
٥٩ ص
(٦٠)
مهدويت، الهام بخش جهانى شدن اسلام
٥٩ ص
(٦١)
عيسى (ع) در انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج)
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - بازى واشنگتن، مهره هاى عرب

آيا آمريكا به سوى بزرگترين فاجعه استراتژيك تاريخش گام برمى‌دارد؟

هشام عبدالله العلوى‌[١]

به دنبال انقلاب سال ١٩٧٩ ايران برخى از سياست پيشگان آمريكايى به وهمى گرفتار آمدند كه نيروهاى اسلامى را مى‌توان بر ضدّ اتحاد شوروى به كار گرفت. بر پايه اين نظريه كه آقاى زيبگنيو برژينسكى، رايزن امنيّت ملّى رئيس جمهور جيمى كارتر، بدان پر و بال داده بود، «هلال بحران آفرينى» از مراكش تا پاكستان گسترده است كه در پهنه جغرافيايى آن مى‌توان «كمان اسلام» را به شيوه‌اى بسيج كرد كه جلوى گسترش نفوذ شوروى را بگيرد. هر چه باشد مگر همين نيروهاى اسلامى محافظه‌كار نبودند كه ميان سال‌هاى ١٩٦٠ و ١٩٧٠ نيز براى از ميدان راندن و به شكست كشاندن احزاب چپ و ناسيوناليست عرفى مسلك در منطقه و پيش از همه در سال ١٩٥٣ در ايران به خدمت درآمدند؟ پس چرا بنيادگرايى ايرانى نتواند شورشى اسلامى در «دل نرم» اتحاد شوروى به راه اندازد؟

نهايتاً ايالات متحده ميان چندين سياست خاورميانه و آسياى مركزى به نوسان درآمد. اين كشور فقط در پى اهداف دوگانه پيروزى در جنگ سرد و پشتيبانى از اسرائيل بود، امّا براى نيل به اين اهداف روش‌هاى برگزيده و دولت‌هاى برخوردار از پشتيبانى وى گاه به شيوه‌اى متضاد، دگرگونى مى‌يافتند. بدين گونه ايالات متحده هم‌چنان كه رسماً به عراق در جنگ آن كشور بر ضدّ ايران (١٩٨٠- ١٩٨٨) يارى مى‌رسانيد، به تحويل پاره‌اى از سلاح‌ها به ايران نيز رضايت داده بود. با هم پيمانى واشنگتن با عربستان سعودى و پاكستان اين استراتژى به نقطه اوج خود رسيد و به ويژه در سال‌هاى دهه ١٩٨٠ به پيدايش ارتش بين‌المللى جهاد براى پيكار با اتحاد شوروى در افغانستان انجاميد.

در سال ١٩٩٠ هنگامى كه اتحاد جماهير شوروى از صحنه جهان كنار مى‌رفت، ايالات متحده ائتلافى بين‌المللى براى بيرون راندن ارتش عراق از كويت پى‌افكند. كشورهاى عرب، از سوريه گرفته تا مراكش پاسخى مساعد به دعوتى دادند كه بر موازين حقوق بين‌الملل و احكام قطعنامه‌هاى سازمان ملل متحد بنيان يافته بود. به آنها اطمينان داده بودند كه مسئله تنها رهانيدن يك اميرنشين نفت‌خيز دوست نيست، بلكه غرض، برپا كردن نظم نوينى است كه بر عدالتى جهان‌گستر پايه‌ريزى شده باشد. مى‌پنداشتند كه وقتى حاكميت كويت از نو برقرار شود، همه قطعنامه‌هاى سازمان ملل متحد، از جمله آنهايى كه مصر خواستار خروج اسرائيل از سرزمين‌هاى اشغال شده فلسطين بودند نيز مى‌بايستى به اجرا درآيد.

بازى واشنگتن، مهره‌هاى عرب‌

به رغم همه فشارها از هر سو، دولت آمريكا تصميم گرفت رژيم صدام حسين را سرنگون نسازد. «براى سرنگونى صدام (...) مى‌بايستى نيروهاى نظامى را درگير مى‌ساختيم. اگر از شرّ صدام حسين و حكومتش خلاص مى‌شديم، لازم بود دولت جديدى را سر كار بگذاريم. امّا چگونه حكومتى را مى‌توانستيم بر تخت بنشانيم؟ يك حكومت سنّى يا يك حكومت شيعه، يك حكومت كُرد يا يك رژيم بعثى؟ يا شايد مى‌خواستيم برخى بنيادگراهاى اسلامى را در حكومت شريك سازيم؟ تا چه زمانى مى‌بايستى در بغداد مى‌مانديم تا چنين حكومتى را پا بر جا نگهداريم؟ پس از خروج نيروهاى آمريكايى چه بر سر چنين حكومتى مى‌آمد؟ چه ميزانى از تلفات جانى براى ايالات متحده پذيرفتنى بود تا در برقرارى ثبات بكوشيم؟ عقيده من را بخواهيد (...) اگر در منجلاب عراق گرفتار مى‌آمديم شايد اشتباه بزرگى مرتكب شده بوديم و پرسشى كه به ذهن من مى‌رسد آن است كه صدام به چند تن قربانى بيشتر آمريكايى مى‌ارزيد؟ پاسخ آن است كه لعنتى به چيزى نمى‌ارزيد». اين عقيده سنجيده از آن آقاى ديك چينى است، وزير دفاع وقت و معاون فعلى رياست جمهورى ايالات متحده.

كسانى كه آن وقت سرسختانه «تغيير رژيم» در بغداد را توصيه‌