ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - تاريخ ديروز، تاريخ فردا
جاه، به حجم كثير آثار مستند محققان و بررسى آثار منتشر شده آنها مىتوانست ضمن مصونيت بخشى، از بروز ضايعات جبرانناپذير در حوزه فرهنگ و مناسبات و معاملات ايران اسلامى جلوگيرى نمايد.
بىگمان عوامل مختلفى دست در گردن هم در محقق شدن هر يك از برنامههاى سابقالذكر و مطلوب غرب موثر بوده و هست، از جمله:
الف) سرمايههاى مادى و حمايتهاى معنوى غرب استكبارى از جريان روشنفكرى سكولار،
ب) عوامل تربيت شده و مأمور در سطوح مختلف اجتماعى،
ج) پسمانده آموزههاى ماسونى و روشنفكرى در ذهن و زبان دانشآموختگان علوم جديد و در ميان كتب و منشورات رسمى و غير رسمى آموزشى،
د) غفلت از نقد بنيادين ساختار نظام و سازمانهاى آموزشى، اجتماعى، فرهنگى و ايجاد تحول اساسى در آنها،
ه-) غفلت از ضرورت تدوين استراتژى فرهنگى با چاشنى ندانم كارى و سهلانگارى برخى اشخاص حقيقى و حقوقى و ...
پيامدهاى هر يك از بندهاى شانزدهگانه قابل بررسى و مطالعه است.
در اينجا به عنوان نمونه تنها يكى از هزاران موضوع را خيلى مختصر بررسى مىكنيم:
از آخرين سالهاى دهه شصت با ظرافت و زيركى تمام موضوع «جوانان و زنان» را براى نظام اسلامى ايران تبديل به «مسأله» كردند. در اين ماجرا مطبوعات متمايل به جريان روشنفكرى نقش عمده داشتند.
انتشار تحليلها و مقالات پا به پاى فشارهاى «سازمانهاى جهانى همسو» همراه با طرح «مسايل حقوقى و حقوق جوانان و زنان» شرايط مصنوعى و مواضع انفعالى را بر نظام و دستاندركاران و مسئولان تحميل نمودند تا در پى آن مقدمات لازم براى «تصميمسازى متناسب با خاستگاه آنان» فراهم شود.
امروزه، در آخرين سال از دهه سوم انقلاب، چه كسى مىتواند نتايج زير را كه حاصل «تصميمسازى در موضع انفعالى» است، ناديده بگيرد؟
\* امواج متلاطم اشتغال، ازدواج و طلاق جوانان
\* وجود لشكرى از دختران تحصيلكرده، شاغل امّا بدون شوهر و با توقعات ويژه در سراسر كشور
\* حضور لشكرى از پسران جوان، فاقد شغل و ناتوان از ازدواج در ميان كوى و برزن
\* سرمايههاى راكد و بلوكه شده غير قابل استفاده (تحصيل كردههاى خانهنشين)
\* تحصيلكردههاى صاحب مدرك امّا فاقد توانايى حرفهاى در رشته و مشاغل مختلف
\* روابط قابل نقد و قابل بررسى جارى در سازمانهاى ادارى، موسسات و در ميان كوى و برزن
\* ناهنجارىهاى خانوادگى، ازدياد طلاق، بچههاى طلاق و ...
\* كاهش سن اعتياد، جرم و جنايت سازمانيافته و ...
سالهاى زيادى را از دست دادهايم و موقعيتهاى ويژهاى را براى اصلاحگرى امور مبتنى بر خاستگاه دينى و پيراسته از شائبههاى غربزدگى چند وجهى.
مطالعه «سير تحول تاريخى و فرهنگى» هر يك از موضوعات و مناسبات مىتوانست ما را در شناسايى موضوع، نقاط عطف طىشده و چه بايد كردها يارى دهد. چنانچه پاى فشارى بر «تدوين استراتژى مبتنى بر تحقيقات بنيادين دينى و پژوهشهاى كاربردى ميدان» مىتوانست ما را از غلتيدن در دام «استراتژىهاى وارداتى» و حداقل قابل نقد جدى در امان نگه دارد.
براى مثال؛ آيا نمىتوان در صحت و سلامت «استراتژى رويكرد به صنعت اتومبيل سازى»، را آنهم پس از آشكار شدن پيامدهاى دهشتناك آن، مورد ترديد و بازبينى شناخت؟
مباحثى از اين قبيل بسيارند و متأسفانه، نقد جريان و خاستگاه روشنفكرى سكولار و مبتلا به اخلاق ليبراليستى هيچگاه جدى تلقى نشد. در حالى كه پيامدهاى اين جريان و حضور آشكار و نهانش در ميان مناسبات فردى و جمعى مردم آشكار شده است.
نبايد از ياد برد كه تاريخ آينده، تاريخى دينى است. تاريخى كه تفكر وحيانى و فرهنگ ولايى آن به انتظار دراز بشر خاتمه مىدهد و موعود مقدس را ميداندار همه تحولات مىسازد.
نبايد از اين موضوع غفلت كرد كه «تاريخ خودبنياد غربى، به سر آمده؛ تاريخى كه تفكر اومانيستى و فرهنگ ليبراليستى را بر بشر چيره ساخت و پيامدهاى زندگى مدرن و تكنولوژيك روشنفكرانهاش بحران را قرين همه ساعات و آنات حيات آنان ساخت. و ما ضرورتاً ضمن «تبرّى» جستن از «تاريخ ديروز» و اعلام «تولّى» درباره امام مبين و قطب «تاريخ فردا» مىتوانيم خود را شايسته لباس و كسوت منتظران بشناسيم.
انشاءالله
سردبير