ماهنامه موعود
(١)
شماره يك
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
بهار گلها و بهار دلها
٣ ص
(٤)
متن سخنرانى مقام معظم رهبرى در تاريخ 15 شعبان سال 1375
٤ ص
(٥)
با مرزداران حريم تفكّر شيعى
٦ ص
(٦)
در حقيقت بهار و باران بهارى
٩ ص
(٧)
مهدويت در عصر حاضر
١٠ ص
(٨)
جانان جان
١٣ ص
(٩)
انتظار آميخته با جان و روح آدمى
١٤ ص
(١٠)
تشرفات بين نفى و اثبات
١٨ ص
(١١)
ولادت حضرت مهدى (عج) در منابع اهل سنّت
٢٤ ص
(١٢)
انفجار اطّلاعات
٣٠ ص
(١٣)
هر كتاب به يك بار خواندن نمى ارزد!
٣٢ ص
(١٤)
تكليف عاشقان!
٣٤ ص
(١٥)
نامه سيدبن طاووس به فرزندش
٣٤ ص
(١٦)
نسيم عنايت
٣٥ ص
(١٧)
يك گل نرگس
٣٦ ص
(١٨)
خواب سبز
٣٦ ص
(١٩)
لحظه موعود
٣٧ ص
(٢٠)
فيض با تو بودن
٣٧ ص
(٢١)
آشكار بيا!
٣٨ ص
(٢٢)
در انتظار صبح
٣٨ ص
(٢٣)
اميد
٣٩ ص
(٢٤)
اى خوب
٣٩ ص
(٢٥)
رخ زيباى تو
٣٩ ص
(٢٦)
هجرنامه
٤٠ ص
(٢٧)
تو مى آيى
٤٠ ص
(٢٨)
شستشو
٤٠ ص
(٢٩)
هماى پرده نشين
٤١ ص
(٣٠)
اميد فردا
٤١ ص
(٣١)
موعود در قرآن
٤٢ ص
(٣٢)
دين حق كدام است؟
٤٣ ص
(٣٣)
كيفيت تحقق وعده الهى
٤٥ ص
(٣٤)
بحث روايى
٤٥ ص
(٣٥)
الف- روايات شيعه
٤٦ ص
(٣٦)
ب- روايات اهل سنت
٤٦ ص
(٣٧)
رجعت
٤٨ ص
(٣٨)
معناى لغوى
٤٨ ص
(٣٩)
معانى اصطلاحى
٤٨ ص
(٤٠)
شرح تعريف
٤٩ ص
(٤١)
جايگاه رجعت در اعتقادات شيعه
٤٩ ص
(٤٢)
شرح مجموعه گل
٥٢ ص
(٤٣)
چشم به راه خورشيد
٥٤ ص
(٤٤)
نامه اى ميان نامه ها
٥٥ ص
(٤٥)
مقاله نامه «انتظار»
٥٨ ص
(٤٦)
معرفى كتاب
٥٩ ص
(٤٧)
كتابنامه حضرت مهدى (ع)
٥٩ ص
(٤٨)
با برداشت مهدويت
٥٩ ص
(٤٩)
ملاقات در صاريا
٥٩ ص
(٥٠)
با شما دوستداران و مشتاقان مهدى (عج)
٦١ ص
(٥١)
همايشها و مراسم عيد ميلاد در سراسر ايران
٦٢ ص
(٥٢)
شرح دعاى عهد
٦٣ ص
(٥٣)
ذيحجه فرا مى رسد
٧٠ ص
(٥٤)
زائر در صحرا
٧٠ ص
(٥٥)
عرفات
٧١ ص
(٥٦)
نجوا
٧٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - تشرفات بين نفى و اثبات

جور و ستم گردد.

٤- ظهور حضرت ولى عصر (ع) جز به فرمان حضرت احديت، آن هم در آينده اى بسيار دور (نسبت به تاريخ صدور توقيع) نخواهد بود.

٥- در اين مدت افرادى پيدا خواهند شد كه ادعاى مشاهده حضرت حجت (ع) را خواهند كرد.

٦- هر كس پيش از خروج سفيانى و نداى آسمانى ادعاى مشاهده كند، دروغگو و تهمت پيشه است.

دلالت اين توقيع بر سپرى شدن دوران سفارت و نيابت خاصه، و اين كه على بن محمدسمرى آخرين نايب خاص بوده، ديگر نايب خاصى در ميان امت نخواهد بود، بسيار صريح و روشن است و اين مطلب مورد اتفاق و اجماع همه علماى شيعه، بلكه از ضروريات مذهب شيعه به شمار مى آيد و لذا نيازى به بحث و استدلال ندارد. همچنين دلالت اين توقيع بر بطلان مدعيان مهدويت و بابيت تا روز خروج سفيانى و نداى آسمانى بسيار صريح و روشن است و به اتفاق همه علماى شيعه و به ضرورت مذهب شيعه، همه مدعيان بابيت و مهدويت كه در گذشته بوده و احيانا در آينده پيدا شوند، دروغگو، شياد و حقه باز هستند، اين مطلب نيز نيازى به بحث و استدلال ندارد.

آنچه در پيرامون اين توقيع لازم به بحث و بررسى است نكات زير مى باشد:

١- آيا سند اين توقيع درست است؟ و مى توان به آن اعتماد كرد يا نه؟

٢- آيا «حسن بن احمد مكتب»، تنها راوى توقيع، در منابع رجالى توثيق شده است؟

٣- آيا روايات ديگر ضعف سند آن را جبران مى كنند؟

٤- آيا منظور از «ظهور» در اين توقيع ظهور اصطلاحى است؟

٥- منظور از «مشاهده» در اين توقيع چيست؟

٦- آيا اين توقيع قلم سرخ بر همه تشرفات مى كشد؟

٧- آيا تاكنون فقهاى بزرگ شيعه گفتار صريحى در مورد امكان ديدار حضرت در عهد غيبت كبرى فرموده اند؟

٨- آيا ناقلان اخبار و راويان آثار- كه اين توقيع را در منابع حديثى خود آورده اند- به اين معنى ملتزم شده اند كه از تشرفات سخن نگويند يا هر كدام فصلى را به سرگذشت ديدار كنندگان اختصاص داده اند؟ چرا؟

٩- آيا اين بزرگان براى توجيه كار خود دلائلى ارائه داده اند؟

١٠- آيا بر اساس روايات وارد شده از معصومين (ع) كسى در غيبت كبرى به محضر آن كعبه مقصود مشرف مى شود يا نه؟

اينها مطالبى است كه به فضل الهى لازم است در اين گفتار مورد بررسى قرار بگيرد و طبعا بيشتر آنها در شماره هاى آينده به محضر خوانندگان گرامى تقديم خواهد شد، ولى نظر به اينكه اين مسأله از طرفى بشدت مورد نقض و ابرام، ونفى واثبات قرارگرفته، و از طرفى ديگر با اعتقادات ما ارتباط دارد، پيش از طرح ديگر مسائل مربوطه، نظر فقهاى بزرگ جهان تشيع را در طول قرون و اعصار باختصار يادآور مى شويم و قضاوت را به خوانندگان پژوهشگر و بى طرف وامى گذاريم:

١- سيد مرتضى علم الهدى‌

«ابوالقاسم على بن حسين موسوى»، معروف به سيدمرتضى علم الهدى (م ٤٣٦ ق) در كتاب بسيار ارزشمند «تنزيه الانبياء» در مورد بيان آثار وجودى حضرت در عهد غيبت مى نويسد:

«ما هرگز يقين نداريم كه احدى به خدمت آن حضرت نمى رسد و هيچ كس با آن حضرت ديدار نمى كند، اين مطلبى است كه براى ما معلوم نيست و ما راهى نداريم كه بر آن يقين پيدا كنيم.»[١]

آنگاه پس از بحث طولانى در اين زمينه مى فرمايد:

«ممتنع نيست كه امام (ع) براى برخى از دوستانش كه اسباب خوف در بين نباشد ظاهر شود، و اين مطلبى است كه ما هرگز نمى توانيم يقين كنيم كه چنين چيزى نبوده‌