آداب سفر حج - قاضى عسكر، سيد على - الصفحة ٢٠٩ - ٨٤ - زيارت رسول خدا
مُتَقَرِّباً إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ، فَكُونُوا مَلائِكَةَ اللَّهِ أَعْوانِي وَكُونُوا أَنْصارِي حَتّى أَدْخُلَ هذَا الْبَيْتَ وَ أَدْعُو اللَّهَ بِفُنُونِ الدَّعَواتِ وَ أَعْتَرِفُ للَّهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ لِلرَّسُولِ بِالطَّاعَةِ».[١]
نكات بسيار مهمى در عبارات فوق كه اذن ورود به محضر رسول خدا ٦ است وجود دارد كه توجه به آن، جان انسان را آتش زده و تحوّلى بنيادين در روح آدمى ايجاد مىكند، به برخى از اين نكات دقت كنيد:
١- خدايا! همانا من بر درى از درهاى خانههاى پيامبر تو ايستادهام و تو خود منع كردى و فرمودى كسى بدون اذن رسول خدا ٦ وارد اين خانه نشود.
اين فراز از اذن دخول، به ما مىفهماند كه مسجد النبى ٦ يك مسجد معمولى نيست كه انسان بدون توجه و گستاخانه وارد آن شود، اينجا توقف لازم دارد تا در اين توقف كمى به خود آييم، من كيستم؟ و پيغمبر ٦ كيست؟ به محضر چه كسى مىخواهم وارد شوم؟ آيا او مرا خواهد پذيرفت؟ با او چه بگويم؟ و ...
٢- هنگام روبرو شدن، با مرقد نورانى پيامبر ٦ لازم است چنين احساسى در زائر وجود داشته باشد كه او با مرده سخن نمىگويد، لذا پيش از ورود به محضر رسول خدا ٦ با صراحت اعتراف مىكند كه خداوندا!
[١] - مصباح الزائر، ص ٤٤