ترجمه صحيفة الإمام الرضا (ع) - حجازى، علاء الدين - الصفحة ٧٠ - ١٠٦
با براق بر حضرتش نازل شد، ولى براق در برابر حضرت سركشى كرد. در اين حال جبرئيل به براق گفت: آرام باش اى براق، زيرا كسى بر تو سوار نشده است كه عزيزتر و گرامىتر از پيامبر در نزد خداى متعال باشد، پس از اين كلام براق آرام گرفت. پيامبر (ص) فرمودند: من بر براق سوار شدم تا زمانى كه به حجابى رسيدم، كه ميان من و خداى عزّ و جلّ حايل بود. در اين حال از آن سوى حجاب ملكى خارج شد و گفت: اللَّه اكبر، اللَّه اكبر. پيامبر فرمود: جبرئيل را گفتم، اين فرشته كيست؟ جبرئيل گفت: قسم به كسى كه تو را به مقام نبوت كرامت بخشيده، تا به حال من اين فرشته را نديدهام. سپس فرشته گفت: اللَّه اكبر، اللَّه اكبر.
از آن سوى حجاب فرياد بر آمد، راست گفت بنده من، من بزرگترم، من بزرگترم.
پيامبر فرمود: سپس فرشته گفت: شهادت مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست، گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست. از آن سوى حجاب صدا آمد كه، راست گفت بنده من، خدايى جز من نيست.
پيامبر (ص) فرمود: فرشته گفت: گواهى مىدهم كه محمد فرستاده خداست. شهادت مىدهم كه محمد فرستاده خداست. از آن سوى حجاب ندا آمد كه راست گفت بنده من، من محمد را به رسالت فرستادم.
پيامبر (ص) فرمود: سپس فرشته: گفت بشتابيد به سوى نماز، بشتابيد به سوى نماز.
از آن سوى حجاب فرياد برآمد كه، راست گفت بنده من و- مردم