ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٦ - آنچه در باره كتاب كافى نوشتهاند

اين برادران ايمانى ما اگر از اين خيرخواه بيغرض بشنوند، در اين گونه موارد نسبت نادانى را بخود بدهند بهتر است تا به پيشوايان دينى خود و بدانند كه اظهار نادانى افتخار مانند بو على سيناست در درجه نهائى دانش و علمش.

٤- از توضيحات مبسوطى كه در سابق بيان كرديم، معلوم شد كه تصديق اجمالى آيات و روايات متشابه نتيجه تحقيق و تدبّر و استنباط است نه ركود عقل و جمود فكر، زيرا خلاصه و حاصل گفتار ما اينست كه: نسبت باحاديث و اخبار تا آنجا كه عقل و فكر انسان درك ميكند و قواعد صرف و نحو زبان هم اجازه ميدهد، بايد استنباط و اجتهاد كند و قواعد تخصيص و تقييد و ورود و حكومت را جارى سازد، ولى نسبت باحاديثى كه قوّه عقل و قواعد زبان پيشروى ندارد و از دلالت بر معنى و مفهوم درستى امتناع و سرپيچى ميكند، مسلمان بايد سكوت كند و تصديق اجمالى نمايد و واقع و حقيقت را بخدا و رسولش ارجاع دهد.

٥- آنچه تاكنون گفتيم راجع بمتن و دلالت حديث است كه در مرحله دوم قرار دارد و امّا راجع بسند و طريق حديث و تحقيق در باره اشخاصى كه آن حديث را از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه هدى عليهم السّلام بمرحوم كلينى و ساير مؤلفين رسانيده‌اند، جداگانه بحثى مفصّل و مبسوط دارد كه دانشمندان رجال كتابهاى قطور در آن موضوع نوشته و براى هر يك از آنها پرونده‌اى مخصوص تشكيل داده‌اند كه مرحله نخستين قبول و انكار احاديث در آن مرز است.

چون خوشبختانه كتاب اصول كافى از اين جهت بهره وافرى دارد، و رجالش از لحاظ اعتبار و وثوق در رديف معتبرترين اصحاب حديثند، ما را بتوضيح آن مرحله نيازى نيست.

آنچه در باره كتاب كافى نوشته‌اند

مؤلفات و كتبى كه در باره كتاب كافى نوشته شده در مقدّمه اصول كافى طبع تهران به شش قسمت تقسيم شده است.

١- شروح عربى مفصل و مبسوطى كه دانشمندان از قرن يازدهم ببعد نوشته‌اند