ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤ - احاديث متشابه را بپذيريم يا رد كنيم؟

ميشنود برايش تازگى دارد و عجيب و غريب است، زيرا بواسطه سابقه جهلش آن را ناآشنا و غير مأنوس مييابد، بسا ممكن است انسان مطلبى را بشنود كه آن را محال و غير ممكن بداند، و سپس دير يا زود با وقوع و انجام آن مواجه شود، پس چگونه ميتواند، هر چه را نفهميد انكار كند؟!.

انسان هر چه عاقلتر و پخته‌تر و آزموده‌تر شود، بعظمت جهان هستى و نادانى خويش بيشتر پى مى‌برد و نسبت بامور سنگين و غير قابل هضم، احتمال امكان و وقوعش بيشتر مى‌شود. اينست كه بو على سينا در اواخر عمر و كمال دانشش ميگويد:

تا بدان جا رسيد دانش من‌

كه بدانم همى كه نادانم‌

در صورتى كه جاهل ناپخته و بى‌تجربه، در همان نظر اوّل يا ميپذيرد و يا بنفى و انكار ميپردازد، قرآن كريم از آن مردم پخته و آزموده به راسخين در علم تعبير فرموده است. و در باره جاهلان ناپخته فرمايد: «بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ‌».

انسان اگر بتواند بفهمد كه معلومات او و همه دانشمندان در برابر واقعيّات جهان هستى، راستى نسبت قطره بدرياست و بلكه گاهى ممكن است كه معلومات اندوخته هفتاد ساله او، همه جهالات و اشتباهات باشد. ميتواند مانند بو على سينا بگويد «من نادانم» و ميتواند بگويد ريختن پر ملائكه و امثال آن ممكن است درست باشد و آنگاه بعظمت كلام شاه مردان و امير مؤمنان پى ميبرد.

اگر در اين موضوع اندكى بيشتر دقت نمائيد، اعتراف ميكنيد كه نخستين قدم در راه موفقيّت كاشفين و مخترعين بزرگ بشر، همين احتمال وقوع موضوعاتى است كه مردم عادى آن را محال و غير ممكن ميشمارند، و شايد آن مردم، كاشفين و مخترعين را در زمان مطالعه و تحقيق و آزمايش تسفيه و تحميق كنند.

در پايان اين موضوع اشاره بچند نكته لازم بنظر ميرسد:

١- روايتى كه مضمون آن مخالفت صريح با نصّ قرآن داشته باشد، از موضوع سخن ما خارجست و بايد نفى و انكار شود، و بلكه مطابق روايات معتبرى كه در اين باب رسيده است، بايد بديوار زده شود.