ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣ - احاديث متشابه را بپذيريم يا رد كنيم؟
و مبهم است، نميتوانيم بپذيريم و تصديق كنيم، پس چارهئى جز ايمان اجمالى و ارجاع بخود آنها نداريم.
بزرگ دانشمند مشرق زمين شيخ الرئيس ابو على سينا در باره اين موضوع جملهاى دارد كه دانشمندان پس از وى هم آن را پذيرفته، و در كتب خود بآن استدلال ميكنند و آن جمله اينست: كلما قرع سمعك من غرائب عالم الطبيعة فذره في بقعة الامكان ما لم يذدك عنه واضح البرهان «هر گاه از امور جهان مطلبى عجيب و شگفتآميز بگوشت رسيد، تا زمانى كه دليل روشنى بر نفى و انكارش نيافتهاى آن را در رديف امور ممكن گذار» يعنى نسبت بنفى و انكارش سكوت كن و معتقد باش كه شايد درست باشد.
سخن بو على سينا متين و درست است ولى در برابر جملهاى كه از شاگرد مكتب وحى خدا و معلّم دانشمندان بشر، امير مؤمنان على بن ابى طالب صلوات الله عليه رسيده است فروغ و پرتوى نيارد، آرى، سينا كجا و مولا كجا؟! آن حضرت در نامهاى كه بعنوان درس عقيده و زندگى بفرزند عزيزش نوشته و گنجينهاى از معارف و اخلاق، بلكه محكمترين برنامه زندگى مادى و معنوى بشر را بجامعه انسانيت تحويل داده است، پس از آنكه راجع بمبدأ و معاد بياناتى ميفرمايد چنين مىنويسد:
فان اشكل عليك شىء من ذلك، فاحمله على جهالتك به، فانك اول ما خلقت كنت جاهلا و ما اكثر ما تجهل من الامر و يتحير فيه رأيك و يضل فيه بصرك، ثم تبصره بعد ذلك.
«پس اگر چيزى از اين مطالب بر تو مشكل آمد، آن را بر نادانى خود حمل كن، زيرا تو در ابتداى آفرينشت نادان بودى و سپس دانش آموختى، چه بسيار از امورى را كه تو نميدانى و نسبت بآن سر- گردان و گمراهى و سپس بينا و آگاه ميشوى».
امام عليه السّلام در اين جمله شريف، بزرگترين رمز حلّ اين مشكل را بيان كرده است و آن موضوع جهالت و نادانى انسانست، بشر از مادر متولد مىشود، در حالى كه از علم و سواد هيچ بهرهئى ندارد، و چون بزرگ مىشود، هر مطلبى را كه