غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب) - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٣٣
از آن، منتها با يك مشكلات جديدى آغاز مىشود، و رفته رفته اوج و گسترش پيدا مىكند؛ قدم به قدم به پيروزى نزديك مىشود، تا سال شهادت امام هشتم- كه سال ٢٠٢، يا ٢٠٣، يا ٢٠٤ است احتمالًا ٢٠٣ باشد- كه اين جا باز حركت متوقف مىشود.
با رفتن مأمون به بغداد در سال ٢٠٤ و شروع خلافت مأمونى- كه يكى از فصلهاى بسيار دشوار در زندگى ائمه (عليهم السلام) است، باز فصل جديدى آغاز مىشود، كه فصل محنت ائمه است! با اين كه گسترش تشيع در آن روزها بيش از هميشه بوده، به اعتقاد بنده محنت ائمه هم در آن روزها بيش از هميشه بوده است! و اين همان دورانى است كه به گمان بنده، تلاش و مبارزه براى بلند مدت است. يعنى ائمه (عليهم السلام)، ديگر براى پيش از غيبت صغرى تلاش نمىكنند، بلكه براى بعدها زمينه سازى مىكنند. و اين دوران، از سال ٢٠٤ تا ٢٦٠ ادامه پيدا مىكند؛ كه سال شهادت امام عسكرى است (عليه السلام) و شروع غيبت صغرى است.
اين، سه دوره است؛ هر يك از اين سه دوره، خصوصياتى دارد كه بنده احتمالًا خصوصيات اين دوره ها را عرض مىكنم:
* ويژگيهاى دوره اول مبارزه
دوره اول كه دوره امام سجاد (عليه السلام) است، كار با دشوارى فراوان آغاز مىشود. حادثهى كربلا يك تكان سختى در اركان شيعه- بلكه در همه جاى دنياى اسلام- داد. قتل و تعقيب و شكنجه و ظلم سابقه داشت؛ اما كشتن پسر پيغمبر و اسارت خانواده پيغمبر و بردن آنان شهر به شهر و بر نيزه كردن سر عزيز زهرا- كه هنوز كسانى بودند كه بوسه پيغمبر بر آن لب و دهان را ديده بودند- چيزى بود كه دنياى اسلام را مبهوت كرد! كسى باور نمىكرد كه كار به اين جا برسد.