غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب)

غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب) - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٣٢

ماتم شهيدان كربلا و ماتم زيد و يحيى است؛ و عده‌اى- حتى از سرانشان- خيال مى‌كردند كه دارند براى آل‌على كار مى‌كنند!

يك چنين حركتى در زندگى ائمه بود؛ منتها همانطور كه گفتيم، با سه تفاوت عنصرى در هدف، در روشها و اشخاص. اين، معناى مبارزه‌ى سياسى در زندگى ائمه (عليهم السلام) است. من لازم مى‌دانم ترسيم كلى مبارزه‌ى ائمه را اول عرض كنم، بعد برگرديم به بعضى از نمودارهاى اين مبارزه در كلمات ائمه (عليهم السلام).

ترسيم كلى مبارزه‌ى ائمه (عليهم السلام)

ترسيم كلى را در دوران سه امام اول، يعنى امير المؤمنين و امام مجتبى و سيد الشهدا، فعلًا مسكوت مى‌گذارم- درباره‌ى آنها زياد بحث شده است، و تقريباً كسى شبهه ندارد كه در حركت آنها يك جهتگيرى و عنصر سياسى و هدف سياسى وجود داشته است- از دوران امام سجاد شروع مى كنيم.

به نظر بنده از دوران امام سجاد- يعنى از سال ٦١ هجرى- تا سال ٢٦٠ كه ٢٠٠ سال است، ما سه مرحله داريم؛ يك مرحله از سال ٦١ تا سال ١٣٥، ١٣٦، يعنى شروع خلافت منصور عباسى است. اين، يك مرحله است كه در اين مرحله، حركت از يك نقطه شروع مى شود، به تدريج كيفيت، عمق و گسترش پيدا مى كند، اوج مى‌گيرد، تا سال ١٣٥؛ سال ١٣٥ كه سال مرگ سفاح و خلافت منصور است، وضع عوض مى‌شود. مشكلاتى پديد مى‌آيد كه بسيارى از پيشرفتها را متوقف و معطل مى‌كند. در يك مبارزه‌ى سياسى، اين طور چيزى پيش مى‌آيد؛ و ما هم در اين دوران خودمان مشاهده كرديم.

يك مرحله‌ى ديگر، از سال ١٣٥ تا ٢٠٣- ٢٠٢ مى‌باشد، كه سال شهادت امام رضاست. اين هم يك مرحله ديگر است كه باز حركت و مبارزه، از يك نقطه بالاتر از نقطه سال ٦١ و عميقتر و گسترده تر