غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب)

غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب) - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١٦

كس در پيرامون امام يقين كردند كه مامون با نيت سوء حضرت را از وطن خود دور مى كند.

امام بدبينى خود به مامون را با هر زبان ممكن به همه گوشها رساند، در وداع با حرم پيغمبر، در وداع با خانواده اش، در هنگام خروج از مدينه، در طواف كعبه كه براى وداع انجام مى داد، گفتار و رفتار، با زبان دعا و زبان اشك، بر همه ثابت كرد كه اين سفر، سفر مرگ اوست همه كسانى كه بايد طبق انتظار مامون نسبت به او خوش بين و نسبت به امام به خاطر پذيرش پيشنهاد او بدبين مى شدند در اولين لحظات اين سفر دلشان از كينه مامون كه امام عزيزشان را اين طور ظالمانه از آنان جدا مى كرد و به قتلگاه مى برد، لبريز شد.

دوم:

هنگامى كه در مرو پيشنهاد ولايتعهدى آن حضرت مطرح شد حضرت بشدت استنكاف كردند و تا وقتى مامون صريحاً آن حضرت را تهديد به قتل نكرد، آن را نپذيرفتند.

اين مطلب همه جا پيچيد كه على بن موسى الرضا عليه السلام وليعهدى و پيش از آن خلافت را كه مامون با او به اصرار پيشنهاد كرده بود، نپذيرفته است.

دست اندركاران امور كه به ظرافت تدبير مامون واقف نبودند ناشيانه عدم قبول امام را همه جا منتشر كردند. حتى فضل بن سهل در جمعى از كارگزاران و ماموران حكومت گفت من هرگز خلافت را چنين خوار نديده ام امير المومنين آن را به على بن موسى الرضا عليه السلام تقديم مى كند و على بن موسى دست رد به سينه او مى زند.

خود امام در هر فرصتى اجبارى بودن اين منصب را به گوش اين و آن مى رساند و همواره مى گفت من تهديد به قتل شدم تا وليعهدى را قبول كردم.