غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب) - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٤٨
نظرم مى رسيد؛ كه دوران حكومتى كه امام سجاد آنگونه برايش كار مى كند و امام باقر آنگونه كار مى كند، به دوران امام صادق مى افتد.
وفات امام صادق (عليه السلام)، سال ١٤٠ است؛ يعنى بعد از ١٣٥- كه بنده قبلًا عرض كردم در سال ١٣٥ منصور روى كار مى آيد. اگر منصور روى كار نمى آمد، يا اگر حادثه بنى عباس پيش نمى آمد، تقدير عادى الهى اين بود كه بايد در سال ١٤٠ حكومت الهى و حكومت اسلامى سر كار باشد؛ و ائمه داشتند اين طور كار مى كردند.
* وضع دوران امام باقر عليه السلام
اين، بحث ديگرى است؛ درباره اين كه اين آينده، مورد توقع و انتظار ائمه بوده، بحث ندارم، آن يكى از فصول جداگانه اين بحث است كه جداگانه بحث مى كنم- الان صحبت من، سر وضع امام باقر (عليه الصلاه و السلام) است كه ايشان در آن دوران، به اين معنا تصريح مى كنند؛ بيان مى كنند كه سال ١٤٠ قرار بوده، ما به شما گفتيم، شما افشا كرديد؛ و خداى متعال ديگر تأخير انداخته، به ما هم نگفته، ما هم به شما نمى گوييم! اين يكى از خصوصيات دوران امام باقر است.
يك جمله ديگر در باب زندگى امام باقر عرض بكنم. البته درباره زندگى امام باقر هم ساعتهاى متمادى بايد بحث كرد، تا تصويرى از زندگى آن حضرت به دست بيايد- بنده در آن مورد هم ساعتهاى متوالى و جدا جدا بحث كرده ام، زياد- اجمالًا زندگى آن حضرت يك زندگى است كه مبارزه در آن، واضحتر است. منتها مبارزه حاد مسلحانه نه.
زيد بن على- برادر حضرت- به امام باقر مراجعه مى كند؛ حضرت مى گويند قيام نكن؛ و آن چيزى كه ديده شده است كه بعضى به جناب زيد اهانت مى كنند كه ايشان حرف امام را- كه گفته بودند قيام نكن- گوش نكرد، نه، اين طور نيست. امام باقر فرمودند قيام