غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب)

غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب) - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٤٢

نمى‌رسيد. بايد دين مردم درست مى‌شد، بايد اخلاق مردم درست مى‌شد، بايد مردم از اين غرقاب فساد بيرون مى‌آمدند، بايد دوباره جهتگيرى معنوى- كه لب لباب دين و روح اصلى دين، همان جهتگيرى معنوى است- در جامعه احيا مى شد.

لذا شما نگاه مى‌كنيد، مى‌بينيد كه زندگى و كلمات امام سجاد زهد است- همه اش زهد- أَنَّ عَلَامَهَ الزَّاهِدِينَ فِى الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِى الْآخِرَ (٩) تا آخر. شروع يك سخن مفصل و طولانى اين گونه است، اگرچه در آن سخن هم يك مفاهيم و اشاره به آن اهداف كذايى- كه ذكر كرديم- هست.

يا أَ وَ لَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَهَ لِأَهْلِهَا يَعْنِى الدُّنْيَا فَلَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّهُ فَلَا تَبِيعُوهَا بِغَيْرِهَا (١٠). كلمات امام سجاد، بيشترينش زهد است، بيشترينش معارف است؛ اما باز معارف را هم در لباس دعا. چون همان طور كه گفتيم، اختناق در آن دوران و نامساعد بودن وضع، اجازه نمى‌داد كه امام سجاد بخواهند با آن مردم بى‌پرده و صريح و روشن حرف بزنند؛ نه فقط دستگاهها نمى‌گذاشتند، مردم هم نمى‌خواستند!

اصلًا آن جامعه، يك جامعه نالايق و تباه شده و ضايع شده‌يى بود، كه بايد بازسازى مى‌شد. ٣٤ سال، ٣٥ سال- از سال ٦١ تا ٩٥- زندگى امام سجاد، اين طورى گذشته- البته هر چه گذشته، وضع بهتر شده است- لذا در دنباله‌ى همان حديث‌ ارتد الناس بعد قتل الحسين (ع) از امام صادق، دارد كه‌ إِنَّ النَّاسَ لَحِقُوا وَ كَثُرُوا (١١) بعد مردم ملحق شدند؛ و ما مى‌بينيم كه همينطور است. دوران امام باقر عليه السلام مى‌رسد- كه عرض خواهم كرد- وضع فرق كرد. اين، به خاطر زحمات ٣٥ ساله امام سجاد عليه‌السلام بود.

در كلمات امام سجاد توجه به كادرسازى هم هست. در كتاب شريف تحف العقول، چند كلام طويل از امام سجاد نقل شده است-