غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب) - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٣٨
است. از آن شاعرهايى كه او هم مثل عمر بن ابى ربيعه، هرزهگو و پردهدرا و عريانسرا بود- كه اين شعر را گفته است؛ و بنا كرد يكى از شعرهاى آن شاعر- فخرومى- را خواندن. وقتى كه اين شعر را خواند، كنيز يك قدرى گوش كرد- كه شعر و خصوصيات در اغانى نقل شده است- بعد اشكهايش را پاك كرد و گفت: الحمد الله الذى لم يخل حرمه خدا را شكر كه حرم خودش را خالى نگذاشت؛ بالاخره اگر يكى رفت، يكى را جايش گذاشت! اين، وضع اخلاقى مردم مدينه است!
شما داستانهاى زيادى را از شب نشينيهاى مكه و مدينه مىبينيد! و نه فقط بين افراد پايين، بين همه جور مردم! آدم گداى گرسنه بدبختى مثل الشعب طماع معروف، كه شاعر و دلقك بوده، و مردم معمولى كوچه و بازار و همين كنيزك و امثال اينها، تا آقازادههاى معروف قريش، كه من اسم نمى آورم، چه زنانشان، چه مردانشان- جزو همين كسانى بودند كه غرق در اين فحشا بودند!
در زمان امارت همين شخص فخرومى، عايشه بنت طلحه آمد، در حال طواف بود، اين به او علاقه داشت؛ وقت اذان شد، آن خانم پيغام داد كه بگو اذان نگويند كه من طوافم تمام بشود، او دستور داد اذان عصر را نگوييد! به او ايراد كردند كه تو براى خاطر يك نفر- يك زن- كه دارد طواف مىكند، مىگويى نماز مردم را تأخير بينداز؟! گفت: به خدا اگر تا فردا صبح هم طوافش طول مىكشيد، مىگفتم اذان را نگويند! اين وضع آن روزگار است.
بنابراين وضع فكرى، و اين وضع فساد اخلاقى و فساد سياسى هم يك عامل ديگر است. اغلب شخصيتهاى بزرگ، سر در آخور تمنيات مادى كه بوسيله رجال حكومت برآورده مىشد، داشتند شخصيت بزرگى مثل محمدبن شهاب زهرى كه خودش يك زمانى شاگرد امام سجاد هم بوده، وابسته به دستگاه شد؛ كه آن نامه