غريب پيروز (زندگي حضرت رضا عليه السلام از نگاه رهبر فرزانه انقلاب) - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٣١
سلول تاريك زندان، انسان مى توانست علت و معنا و وجه سلام بر الْمُعَذَّبِ فِى قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ ذِى السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُود (٣) را درست بفهمد.
به هر حال اين، آن جهتگيرى و خطى است كه مىخواهيم درباره آن، قدرى بحث كنيم و بنده، برداشتهاى ذهنى خودم را بر اين مجلس بزرگ و معظم عرضه كنم.
اگر بخواهيم عنصر مبارزهى سياسى را- همان طور كه عرض كردم- مشخص بكنيم، نه آن چيزى است كه در مبارزات مسلحانه است. براى كسانى كه تاريخ قرن دوم هجرى را خوب مى دانند و حركات بنىالعباس را از سالهاى قبل از سال صد هجرى، تا سال صد و سى و دو- كه آغاز حكومت بنى العباس است- درست مطالعه كردهاند، بنده مىتوانم مبارزهى حاد سياسى در زندگى ائمه را، به آن چيزى كه در زندگى بنىالعباس مشاهده مىشود، تشبيه كنم.
البته اگر كسى در زندگى بنىالعباس و مبارزات آنها مطالعه نكرده باشد، اين تشبيه، درست رسا و گويا نيست؛ در زندگى ائمه عليهم السلام هم همانطور چيزى هست، منتها با فرقهاى جوهرى در هدف بنىالعباس و ائمه، و در روشها و در اشخاص آنها و ائمه؛ اما شكل و نقشهى كار تقريباً به هم نزديك است. لذا يك جاهايى هم ميبينيد كه دو جريان، با هم مخلوط مى شوند؛ يعنى بنىالعباس به خاطر نزديكى روش و تبليغات و دعوتشان با آلعلى، در مناطق دور تر از حجاز و عراق، اين جور وانمود مىكنند كه همان خط آلعلى هستند!
حتى لباس سياه را كه مسوده در طليعهى دعوت بنىعباس در خراسان و رى بر تن مىكردند، مىگفتند هَذَا السَّوَادُ حِدَادُ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ شُهَدَاءَ كَرْبَلَاءَ وَ زَيْدٍ وَ يَحْيَى (٤) مىگفتند: اين لباس ماتم آلمحمد و