علائم بحران در اقتصاد رژيم صهيونيستى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٥ - راه هاى مقابله
٥- عدم سپردهگذارى دولتها در بانكها و مؤسسات مالى آمريكا و كشورهاى حامى رژيم صهيونيستى.
٦- تضعيف ارزش دلار كه به دو صورت مىتوان آن را عملى ساخت:
الف- عدم فروش نفت به دلار و جايگزين ساختن ارزهاى ديگر.[١]
[١] - طبق قرارداد اوپك، از سال ١٩٧١، كليهى معاملات نفت در جهان با دلار آمريكا انجام گرفته است.( پس از سقوط ارزش طلا) موجبات ارتقاى دلار آمريكا بعنوان مهمترين ارز بينالمللى، فراهم گرديد.
اگر ساير كشورها براى خريد مواد نفتى، از ذخائر دلارى استفاده كنند، بعد از اين خواهند خواست كه براى اجراى دادوستدهاى ديگر نيز از همان دلارهاى ذخيره شده بهره گيرند. اين وضعيت مزاياى تجارى عظيمى را براى آمريكا دربرخواهد داشت و كمك مىكند كه بر اقتصاد جهانى تسلط كامل بيابد.
بعنوان يك بلوك اقتصادى، اتحاديهى اروپا، تنها رقيب اقتصاد آمريكا محسوب مىشود و تأسيس« يورو»( واحد پول اروپائى) باعث گرديده كه در بازارهاى جهان، مبارزهاى ميان دلار آمريكايى و يورو صورت بگيرد. اين در حالى است كه يورو هنوز به يكپارچگى كامل درنيامده است. مادامى كه ملتهاى جهان، براى خريد نفت، به ناگزير دلار اندوخته نمايند، يورو جهت نفوذ در حيطهى قدرت دلار، موفقيت چندانى بهدست نخواهد آورد.
عراق كه داراى دومين منابع عظيم نفت جهان است، از سال ٢٠٠٠، دادوستدهاى نفت خود را با يورو انجام داد. تحليلگران آمريكايى ابتدا به اين موضوع با خنده برخورد مىكردند و معتقد بودند كه عراق مرتكب اشتباه شده و با اين عمل ملت خود را به سمت فقر سوق داده است، ولى پس از دو سال زنگهاى هشداردهنده به صدا درآمد و افزايش ارزش يورو در برابر دلار آغاز شد و با اين ترتيب معلوم شد كه عراق با اين كار، توفيق اقتصادى بزرگى را نصيب خود كرده است.
به دنبال اين جريان ايران نيز در مسير همين تفكر قرار گرفت اما شيفتگان دنياى غرب با اين موضوع همواره مخالفت مىكنند. ونزوئلا، چهارمين توليدكننده نفت هم متوجه اين موضوع شد و با چند كشور ديگر از جمله كوبا در آمريكاى لاتين شديداً به فكر معاملات نفت افتاده بودند. كشور روسيه نيز در صدد همگام شدن با كشورهاى اروپايى و انجام معاملات نفت با يورو برآمد كه يك بازار روشن و بديهى بنظر مىآيد.
براثر جريايات پولى مزبور، معاملات نفت و حتى بطور كلى روند تجارت جهانى، مورد تهديد جدى قرار گرفته بود. اگر آمريكا اقدام سريع بعمل نمىآورد، اين بحران اقتصادى به سرعت به يك حريق گستردهاى تبديل مىشد كه شعلههاى آن مىتوانست به اقتصاد آمريكا و تسلط آنان بر تجارت جهانى، لطمه وارد آورد.
آمريكا برترى دلارى خود را چگونه بدست مىآورد
فرض كنيد كه بدهىهاى بسيار سنگينى داريد و در عين حال هر روز چكهايى با مبلغ ميليونها دلار صادر مىكنيد. براى تهيهى يك اتومبيل مجلل، خانه ساحلى براى گذراندن تعطيلات گردش به دور دنيا، قاعدتاً چكهاى شما بايد فاقد ارزش باشند ولى شما به وسيلهى آنها، مرتب خريدهاى خود را انجام ادامه در صفحه بعد
نقل از صفحه قبل
مىدهيد، چون آن چكهايى كه صادر مىكنيد، هرگز به بانك نمىرسد! شما با صاحبان آنچه همه دنبالش هستند، يعنى نفت و گاز، توافق كردهايد و آنها فقط پذيراى چكهاى شما هستند. شما بدهكار هستيد ولى مادامى كه چك شما به بانك ارائه داده نشود لزومى ندارد پرداختى انجام بدهيد. در نتيجه آنچه كه خريدارى كردهايد، اعم از تلويزيون و غيره برايتان رايگان تمام مىشود. اين دقيقاً همان وضعيتى است كه آمريكا طى سى سال گذشته از آن بهره گرفته است و در عرض اين مدت، دادوستدهايى كه انجام داده، حالت رايگان پيدا كرده است ضمن اينكه از كسان ديگر در دنيا، مبالغ نقدى عظيمى دريافت كرده است. در حالى كه بدهىها افزايش مىيابد و پول زيادترى چاپ مىشود، چكهاى بيشترى نوشته مىشود. چون تجارت بايد به هر ترتيب ادامه داشته باشد. لذا جاى تعجب نيست كه آمريكا يك هستهى پرقدرت اقتصادى محسوب شود ..