علائم بحران در اقتصاد رژيم صهيونيستى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٧ - مبانى استحكام اقتصادى حكومت جهانى يهود
ايجاد ثبات در روابط دو كره در شبه جزيره كره و ... در آن منطقه است كه به نظر مىرسد حركتى مجدد براى از هم پاشيدن اقتصاد بالندهى كشورهاى جنوب شرقى آسياست. با توجه به سيطره و نفوذ صهيونيستها در اين منطقه، بعيد است كه اين رژيم با وجود بىثباتى اقتصاد خود، اجازه بدهد جوامع غيريهودى به رشد و شكوفايى برسند. بحران ايجاد شده و ركود بازار صنايع در زمينهى تكنولوژى بالا،Hi -tech مىتواند دليل خوبى براى نژادپرستان صهيونيست در جهت درهم شكستن ثبات بازار و ورشكستگى كشورهاى جنوب شرقى آسيا با هدف برترى نسبى در بازار اين صنايع باشد. به عنوان نمونه ديگر، اين دولت غاصب در سال ١٩٧١ قطعنامهاى به آمريكا تحميل كرد كه به موجب آن تمام كشورهاى عربى (و مسلمان) بايد ضعيف نگه داشته شوند تا نتوانند تهديدى براى اسرائيل محسوب شوند.[١]
اگر به برخى از مفاد اين پروتكلها توجه نماييم، به نكات جالبى در مورد چگونگى كاربرد كلمه آزادى در زمان سلطهى صهيونيسم جهانى و قبل از آن، پى خواهيم برد. در جايى توصيه به ترويج تئورى آزاديخواهى مىشود و در جاى ديگر گفته مىشود كه با قدرت با هر گونه آزادى مخالفت خواهيم كرد. آنجا كه سخن از آزاديخواهى يا آزادى مطبوعات است، مربوط به برنامههايى است كه از آن رهگذر دولتها و ملتها را فشل و دچار از هم پاشيدگى مىكند. اجراى اين برنامهها براى نابودى كشورها و دولتها و زمينهسازى براى استقرار حكومت جهانى صهيونيسم است و در جايى كه سخن از مبارزه با آزادى است مربوط به زمانى است كه براى استقرار حكومت جهانى صهيونيسم، هر گونه صداى مخالفى را خفه مىسازند.
[١] - همان مأخذ.