علائم بحران در اقتصاد رژيم صهيونيستى
(١)
مقدمه
٢ ص
(٢)
مبانى استحكام اقتصادى حكومت جهانى يهود
٨ ص
(٣)
پشتيبانى مالى
١٩ ص
(٤)
علائم بحران در اقتصاد اسرائيل
٢٣ ص
(٥)
تراز تجارى
٢٦ ص
(٦)
وضعيت تورم و بيكارى
٢٨ ص
(٧)
خدمات رفاهى عمومى
٣٥ ص
(٨)
بخش ساختمان
٣٥ ص
(٩)
آشنايى با منابع اصلى آب فلسطين اشغال شده
٣٧ ص
(١٠)
مرورى بر سابقه ى تصاحب منابع آب
٣٨ ص
(١١)
عرضه و تقاضاى آب
٤٠ ص
(١٢)
تشديد بحران
٤٤ ص
(١٣)
ارزش اقتصادى آب (آب هاى تصرف شده) مناطق اشغالى
٤٥ ص
(١٤)
راهكارهاى رژيم صهيونيستى براى حل مسئله ى آب
٤٧ ص
(١٥)
راه هاى جلوگيرى از دسترسى اسرائيل براى استفاده از منابع آب
٤٧ ص
(١٦)
روند تحريم اقتصادى رژيم صهيونيستى
٥٣ ص
(١٧)
دامنه و اثرات تحريم اقتصادى اسرائيل
٥٤ ص
(١٨)
سابقه ى تحريم اسرائيل توسط اعراب
٥٧ ص
(١٩)
جامعه بين الملل و تحريم
٥٨ ص
(٢٠)
از سرگيرى تحريم اقتصادى اعراب عليه اسرائيل
٦٠ ص
(٢١)
دعوت براى تحريم در سه سال گذشته
٦١ ص
(٢٢)
دعوت به تحريم در سال 2003
٦٢ ص
(٢٣)
راه هاى مقابله
٦٣ ص
(٢٤)
بيانات پيشوايان دين درباره تحريم و راه هاى مبارزه با رژيم صهيونيستى
٧٣ ص
(٢٥)
آراء و نظرات علماى شيعه
٨٨ ص
(٢٦)
آراء و نظرات پيشوايان اديان ديگر
٩١ ص
(٢٧)
الف- منابع فارسى
٩٧ ص
(٢٨)
ب- منابع انگليسى
٩٨ ص
(٢٩)
الف- مفاد حاكميت و سلطه ى سياسى در پروتكل ها
١٠٩ ص
(٣٠)
ب- مفاد حاكميت و سلطه ى اقتصادى پروتكل ها
١١٩ ص

علائم بحران در اقتصاد رژيم صهيونيستى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٠ - مبانى استحكام اقتصادى حكومت جهانى يهود

پيكره و هيبت اقتصادى، يا به اصطلاح «هيكل سليمان» را بر اسكلت‌هاى خرد شده گرسنگان زمين بنا خواهند نمود.[١]

استحكام در مرحله‌ى دوم، يك مقوله سازمان‌يافته است. در اين مرحله، نظام پادشاهى استقرار يافته است و كليه‌ى عوامل اقتصادى بسان عوامل غيراقتصادى در استخدام قوام حكومت درمى‌آيند. سياست‌هاى كلى اقتصادى در اين مرحله عبارتند از:

١- سياست‌هاى «طرف عرضه‌ى كل»، محرك حقيقى اقتصاد هستند. سياست‌هاى درآمدى با اهرم متغيرهاى حقيقى طرف عرضه فعال مى‌شوند.

٢- سياست‌هاى پولى، قفل و ابتر مى‌شوند. به بخش اسمى اقتصاد، اجازه‌ى ايجاد اختلال در بخش حقيقى اقتصاد داده نمى‌شود.

٣- سياست‌هاى مالى نقش مهمى در اقتصاد پيدا مى‌كنند. ماليات يكى از اركان و اجزاى اصلى درآمد دولت را تشكيل مى‌دهد و متناسب با نسبت سرمايه، وضع مى‌شود.

سياست‌هاى طرف عرضه‌ى كل با ايجاد صنايع كوچك و كاهش بيكارى پياده مى‌شوند. در طرف تقاضا، ترويج قناعت به ويژه از طريق كاهش مصرف كالاهاى لوكس صورت خواهد گرفت. براى ايجاد ثبات در اقتصاد، مؤسسات مالى چون بورس‌ها حذف مى‌شوند.[٢] ربا ممنوع مى‌شود. از كنز جلوگيرى و ارزش پول حفظ مى‌شود.

اهرم‌هاى كنترلى سنگينى براى پادشاه و درباريان وضع مى‌شود، سيستم حسابرسى به گونه‌اى وضع مى‌شود كه از فرمانروا (پادشاه) تا خدمتگزار هيچ كدام قادر نباشند در نحوه‌ى مصرف كمترين وجهى از وجوه دولت تغييرى ايجاد كنند.[٣] سيستم نظارت و كنترل در اين حكومت نقش كليدى دارد. در اين مرحله نيز افكار نژادپرستانه‌ى اين گروه به شكل تناقض و تضاد افكار اقتصادى آشكار مى‌شود. در اينجا نيز هر آنچه از نظر اينان خوب مى‌آيد، انحصاراً براى خود مى‌پسندند و آرزويى جز زوال ملل غيريهود و يا بردگى آن ندارند، وجه مشترك دو استراتژى استحكام نهادهاى مدنى، دولتى و


[١] - رجوع شود به مفاد پروتكل ٣، ٦، ١٠، ٢٠، ٢١ و ٢٣ پيوست

[٢] - بند آخر پروتكل شماره ٢١.

[٣] - پروتكل شماره ٢٠