احكام جامع مسايل پزشكى - خوئي، سيد ابوالقاسم؛ تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٣٩٤ - ١٠ - معالجه با توسل به اهل بيت(عليهم السلام)
تفسير اين جزء از آيهى شريفه (كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ وَ قِيلَ مَنْ راقٍ) را بيان فرماييد؟
آيا آنچه در بعضى از روايات اهل بيت (عليهم السلام) وارد شده كه مضمون آنها تاكيد به قرائت دعا و يا برداشتن بعضى از حرزها جهت رسيدن به امنيت و رفع بيمارى و بدست آوردن شفا مىباشد، صحيح است؟ چگونه بين اين روايات و بين لزوم مراجعه به پزشك و استفاده از اسباب طبيعى در رفع مريضىها بايد جمع نمود؟
(بسمه تعالى): (وقيل من راق) اين جمله كلام آدمىزاد و انسان است هنگامى كه به حالت احتضار و مرگ مىرسد. او در اين حال همه چيز را فراموش نموده و فقط به فكر نفس خود مىباشد. در اين حالت با عجز و ناتوانى مىگويد (من راق) چه كسى مرا شفاء و صحت مىدهد و (ظن انه الفراق) او در اين حال يقين مىكند كه وقت فراق و جدايى از دنيا رسيده و بايد ازخويشان و نزديكانش جدا شود و اين يقين به مرگ و رفتن از دنيا منافات ندارد، با اينكه خداوند او را شفا داده و دوباره صحت و عافيت را به او به خاطر توسل خانواده و يا دوستان و نزديكان و يا به دعاى خودش عنايت فرمايد و آنچه كه در دعاى اهل بيت در خواندن دعا و يا استفادهى بعضى از احراز وارد شده، همه از باب اقتضاء بوده و تاثير آنها به شكل تاثير علت تامه نمىباشد؛ زيرا چه بسا آنچه كه