احكام جامع مسايل پزشكى - خوئي، سيد ابوالقاسم؛ تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٨٣ - * فصل دوم احكام مرگ مغزى
و آنچه كه در سؤال ذكر شده، مورد اجاره باشد كه در اين صورت طبق آنچه كه بر آن اجير شده، بايد عمل كند.
سؤال (٣١٨) در صورتى كه پزشك معالج بتواند مريض را به حركت در آورده، ولى بعد از حركت، قلب و مغز مريض از حركت و فعاليت ايستاده و مريض مبتلا به مرگ مغزى شود و در اين صورت زندگى مريض متوقف بر نصب دستگاه تنفس مصنوعى و تزريق سرم و استفادهى بعضى از داروهاى ديگر مىباشد به شكلى كه اگر اين موارد انجام نپذيرد، مريض مىميرد. آيا در اين فرض مىتوان دستگاه تنفس را از مريض برداشته و جدا ساخت؟ و در صورتى كه پزشك مجبور به اين عمل شود؛ مثل موردى كه مريض ديگرى كه احتمال بهبودى او مىرود، نياز به سرم و اين وسيله را داشته و اگر اين دستگاه به او وصل نشود، مىميرد. آيا برداشتن دستگاه از مريض اول و نصب آن بر مريض دوم جايز مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): در مورد سؤال برداشتن دستگاه از مريض اول جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه مورد مهمترى در بين باشد، چنانچه در سؤال ذكر شده است.
تبريزى (قدس سرّه): در صورتى كه آنچه در سؤال ذكر شده، معلوم گرديده و احراز شود، استمرار و ادامهى استفاده از دستگاه تنفس در مريض اول واجب نمىباشد.