احكام جامع مسايل پزشكى - خوئي، سيد ابوالقاسم؛ تبريزي، ميرزا جواد - الصفحة ٢٣١ - ٢ - اسقاط جنين به خاطر ترس از آبرو و حيثيت
زندگى خود خطرناك بداند و بقاء آن را موجب مرگ خويش ببيند، مىتواند با استعمال دارو به حيات جنين خاتمه داده و بعد از مرگ جنين، پزشكان مىتوانند آن را بيرون آورند، والله العالم.
٢- اسقاط جنين به خاطر ترس از آبرو و حيثيت
سؤال (٢٣٤) حكم سقط جنين در صورت ازدواج زن و عدم ازدواج او را بيان فرماييد و همچنين حكم زنى كه مرتكب زنا شده، در حالى كه ازدواج كرده و يا زنى كه مرتكب آن مىشود، در حالى كه شوهردار نمىباشد، چيست؟
(بسمه تعالى): سقط جنين مطلقاً جايز نمىباشد، ولى در صورتى كه انعقاد حمل از زنا باشد و هنوز روح در جنين دميده نشده و بقاء آن براى زن حرجى و مشكل است، اسقاط آن جايز است و در صورت دميده شدن روح، اسقاط مطلقاً جايز نبوده و زن حامله از زنا مىتواند به نقطهى دورى سفر كرده و در آنجا وضع حمل نمايد، والله العالم.
سؤال (٢٣٥) آيا اسقاط جنين در مواردى كه حمل از زنا باشد و بقاء حمل براى زن حرجى و مشكل باشد، جايز است. در صورت اسقاط، ديه بر عهدهى كيست؟