معارف اسلامى (مهدى موعود و فضايل رمضان و شبهاى قدر) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٢ - فرار جاهلانه
اصلًا فرقان و تشخيص وجود نداشته باشد، چگونه سعادت و خوشبختى در آن جامعه به وجود مىآيد؟!
مىگويند: يك نفر پيش داكتر رفت و گفت: من مريض هستم. داكتر گفت: مرض شما چيست؟ گفت ريشم درد مىكند. (خنده حضار) گفت چه خوردهاى؟ گفت: نان و برف خوردم. داكتر از دستش گرفت و به زور از مطب خود او را بيرون كرد. گفت: برو احمق تو ديوانه هستى، نه درد تو به درد انسانها مىماند و نه خوراك تو به خوراك انسانها مىماند.
متأسفانه جمع كثيرى از ما نيز چنين هستيم، نه باسواد ما فرقان دارد و نه بىسواد ما، نه محصلين ما، نه اساتيد ما، نه رئيس ما، نه وزير ما، نه نماينده ما، هيچ كدام ما فرقان نداريم. هيچ كدام ما نمىتوانيم حق را از باطل تشخيص دهيم. من نمىدانم با اين وضعى كه وجود دارد، آينده كشور ما به كجا خواهد رسيد؟! ما بايد همانگونه كه براى خوردن غذا و نوشيدن آب، محتاج هستيم، به فرقان نيز محتاج هستيم، ما مجبور هستيم كه فرقان داشته باشيم. ما هرگز نمىتوانيم فرقان داشته باشيم؛ مگر اينكه قرآن را درست بخوانيم و درست بفهميم. قرآن براى اين نازل شده است كه فرقان را به ما بياموزد. قرآن براى من و تو نازل شده است تا به عنوان يك انسان بتوانيم بين حق و باطل تفكيك نماييم.