متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧
دانست و به دام اين اشتباه نخواهد افتاد.
(مفهوم رئاليزم و ايدهآليزم)
در قرن پنجم قبل از ميلاد در يونان در اثر ظهور عقايد و آراء فلسفى ضد و نقيص و رونق بىسابقه فن خطابه، فلسفه به وجود آمد.
در اوايل سوفسطائى يا سوفسطى كه معرب سوفينست است به دانشمند گفته مىشد، اما بعدها به كسانى استعمال شد كه عقيده به (اصالت، ادراك انسان و اصالت تصور داشته باشند) و به هيچ اصل ثابت علمى پابند نباشند. اين مسلك را (سوفيسم) ناميدهاند.
پروتاگوراس، گورگياس، جرج بركلى، شوپنهاور و غيره كه از پرچمداران اين مسلك هستند با ارائه نظريات بىپايه و دور از منطق بازار بىمحتواى سفسطه را گرم كردند، و در مقابل سوفسطائيان سقراط، افلاطون و ارسطو با قدرت فلسفه به مبارزه پرداختند و ثابت كردند كه اشياء قطع نظر از ادراك و تصور، داراى واقعيت و كيفيت مخصوص هستند به همين منظور ارسطو قواعد منطق را جمع و تدوين كرد و تا حدودى انديشهها را از اسارت سوفيسم رهائى بخشيدند. اما سوفيسم ريشهكن نشد بلكه در هر دوره به نحوى عرض اندام كرد.