متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣
طبيعت را مورد ارزيابى قرار بدهد اما قدرت معرفى كامل متافيزيك را ندارد و در واقع اين جزءشناسى است نه كلشناسى.
٢- جهانبينى فلسفى، اگر چه از آن دقت و ذرهنگرى علوم تجربى برخوردار نيست اما ويژگىهاى منحصر بفرد دارد كه به عنوان عالىترين جهانبينى مطرح است و اين جهانبينى متكى بر اصولى است كهاولا از بديهيات اوليه عقليه است ثانيا ارزش نظرى مطلق دارد ثالثا عام و فراگير است كه شامل متافيزيك نيز مىشود رابعا پايدار و ثابت و غيره قابل تغيير بوده و رنگ جاودانگى دارد. و با قدرت آن مىتوان همه عالم و تمام هستى را مورد مطالعه قرار داد و از اين ديدگاه است كه متافيزيك به آسانى در چشمانداز بشر قرار گرفته است و همين جهانبينى به عنوان متينترين تكيهگاه ايدئولوژى وجود عينى پيدا كرده است و چهره متافيزيك را به وضوح به نمايش گذاشته است.
٣- جهانبينى دينى، منبع جهانبينى دينى وحى و الهام است كه با ديد حكيمانه از اسرار شگفتانگيز جهان پرده ابهام را برداشته است (البته بشر با پيشرفت علم و ساينس، فلسفه و حكمت توان فهم قسمت آنها را پيدا خواهد كرد)