راه ترقى ما
(١)
مشخصات كتاب
٢ ص
(٢)
فهرست عناوين اين كتاب صفحه
٣ ص
(٣)
اهدا
٤ ص
(٤)
مقدمه
١ ص
(٥)
پروردگار دانا و توانا
١ ص
(٦)
خالقا
١ ص
(٧)
مقدمه
٣ ص
(٨)
1 فرهنگ عمومى و ذهنيت عامه
٥ ص
(٩)
5 تعصبات مذهبى
٧ ص
(١٠)
6 پست شمردن زن
٩ ص
(١١)
7 - بى بندبارى زنانه
١٠ ص
(١٢)
9 - ترس از حكومتهاى خودكامه و مستبد نادان
١٤ ص
(١٣)
12 - ناسيونالزم ملى و وطنى
١٦ ص
(١٤)
2 - نظر اسلام
١٧ ص
(١٥)
3 - مبارزه با خرافات
١٨ ص
(١٦)
4 - مكاتب و ليسه هاى و معاهد علمى و دينى
٢٤ ص
(١٧)
5 تدين به اسلام
٢٧ ص
(١٨)
6 - ارتباط ما با خارجيها
٢٩ ص
(١٩)
7 - سواد عمومى
٣٠ ص
(٢٠)
8 - عدالت اجتماعى
٣١ ص
(٢١)
9 - روابط حسنه اقوام و اهل مذاهب
٣٣ ص
(٢٢)
10 - آزادى معقول
٣٤ ص
(٢٣)
11 - همكارى مردم
٣٥ ص
(٢٤)
12 - مجال دادن بمردم در كارها
٣٧ ص
(٢٥)
13 - صرفه جويى
٣٨ ص
(٢٦)
14 - تقويت زراعت سالم
٤١ ص
(٢٧)
15 - صنعت و توليد
٤٢ ص
(٢٨)
16 - استخراج معادن
٤٣ ص
(٢٩)
17 - نظم انظباطى اهل علم دينى
٤٤ ص
(٣٠)
18 - آگاهى و امانت محصلين
٤٥ ص
(٣١)
19 - قوه مدونه و مجلس شورا
٤٦ ص
(٣٢)
20 - نظارت بر سفارتخانه هاى خارجى و احزاب و موسسات خصوصى
٤٨ ص
(٣٣)
21 – كاغذپرانى
٤٩ ص
(٣٤)
خاتمه
٤٩ ص

راه ترقى ما - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - ٣ - مبارزه با خرافات

در چهارده سال (٧١- ٨٥) ديديم اگر پوهنتن و ليسه‌ها و معاهد علمى معارف و شريعت اسلام را بطور درست ميدانستند كمونيزم نمى‌توانست انان را فريفته خود بگرداند حكومتهاى وقت و علماى جيد همه مسوليت اين گمراهى را بدوش دارند.

خيالات نادان خلوت‌نشين‌

زهم بر كند عاقبت كفر و دين!

دين‌فروشان پست‌تر از انند كه انان را داخل دانشمندان بزرگوار دين نمايم طالبان هم ادعاى ديندارى، حتى تطبيق شريعت را داشتند ولى جهالت و فساد اخلاقى انان كشور ملت را تا سرحد نابودى كشاند و اسلام را بدنام نمودند كمونستان و طالبان در ادعا بد و طرف نقيض و ١٨٠ درجه انحراف قرار داشتند ولى نتيجه عمل هر دو طائفه براى مسلمانان و كشور يكنوع بود لعنت بر جهالت و هوس‌پرستى. كمونستان كارگران و طالبان مسلمانان را برعكس ادعاى خود از پا در اوردند.

٨- رياكارى و عوام‌فريبى سياسيت‌بازان (حكومتهاى مستبد و احزاب منفعت‌جو و حتى مزدور) نيز به ترويج خرافات و تضعيف علم و عقل و فرهنگ كمك ميكنند و اينان بعنوان‌هاى مختلف حقايق را بخرافات مخلوط ميكنند و براى ماهيگيرى خود اب را گل‌آلود مى‌نمايند.

و روزى كه مصلحت شخصى يا حزبى شان تقاضا كرد دين را بوسيله خرافات را نجه خود بدنام مى‌سازند و جامعه را بسوى بى‌دينى سوق ميدهند.

٩- خرافات غربيها، كشورهاى غربى كه صنعتى و مادى است و اقتصاد خوبى دارند و علوم تجربى در انجا در مسير تكامل خود هستند على القاعده بايد از خرافات بركنار باشند ولى چون دين ندارند ارزشهاى اخلاقى ضعيف شده است خلا فكرى و نياز فطرى خود را بجاى دين و اخلاق بخرافات بر ميكنند مثلا:

١- مكتبهاى خرافى را بوجود اورده‌اند

٢- هيپى گرى كه تا اواخر قرن بيست رواج داشته نمونه ديگرى از خرافات بود

٣- قانونى كردن همجنس‌بازى (لواط) بجاى تعدد زوجات.