راه ترقى ما - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - ٣ - مبارزه با خرافات
در چهارده سال (٧١- ٨٥) ديديم اگر پوهنتن و ليسهها و معاهد علمى معارف و شريعت اسلام را بطور درست ميدانستند كمونيزم نمىتوانست انان را فريفته خود بگرداند حكومتهاى وقت و علماى جيد همه مسوليت اين گمراهى را بدوش دارند.
|
خيالات نادان خلوتنشين |
زهم بر كند عاقبت كفر و دين! |
|
دينفروشان پستتر از انند كه انان را داخل دانشمندان بزرگوار دين نمايم طالبان هم ادعاى ديندارى، حتى تطبيق شريعت را داشتند ولى جهالت و فساد اخلاقى انان كشور ملت را تا سرحد نابودى كشاند و اسلام را بدنام نمودند كمونستان و طالبان در ادعا بد و طرف نقيض و ١٨٠ درجه انحراف قرار داشتند ولى نتيجه عمل هر دو طائفه براى مسلمانان و كشور يكنوع بود لعنت بر جهالت و هوسپرستى. كمونستان كارگران و طالبان مسلمانان را برعكس ادعاى خود از پا در اوردند.
٨- رياكارى و عوامفريبى سياسيتبازان (حكومتهاى مستبد و احزاب منفعتجو و حتى مزدور) نيز به ترويج خرافات و تضعيف علم و عقل و فرهنگ كمك ميكنند و اينان بعنوانهاى مختلف حقايق را بخرافات مخلوط ميكنند و براى ماهيگيرى خود اب را گلآلود مىنمايند.
و روزى كه مصلحت شخصى يا حزبى شان تقاضا كرد دين را بوسيله خرافات را نجه خود بدنام مىسازند و جامعه را بسوى بىدينى سوق ميدهند.
٩- خرافات غربيها، كشورهاى غربى كه صنعتى و مادى است و اقتصاد خوبى دارند و علوم تجربى در انجا در مسير تكامل خود هستند على القاعده بايد از خرافات بركنار باشند ولى چون دين ندارند ارزشهاى اخلاقى ضعيف شده است خلا فكرى و نياز فطرى خود را بجاى دين و اخلاق بخرافات بر ميكنند مثلا:
١- مكتبهاى خرافى را بوجود اوردهاند
٢- هيپى گرى كه تا اواخر قرن بيست رواج داشته نمونه ديگرى از خرافات بود
٣- قانونى كردن همجنسبازى (لواط) بجاى تعدد زوجات.