انسان كامل يا شاه مردان
(١)
مقدمه
٨ ص
(٢)
بخش اول ابعاد شخصيتى امام على(عليه السلام)
٢٣ ص
(٣)
على(ع) عابدترين امت پيغمبراسلام(ص)
٣١ ص
(٤)
على(ع) و سياست
٣٤ ص
(٥)
على(ع) و عدالت اجتماعى
٣٥ ص
(٦)
شجاعت على(ع)
٣٨ ص
(٧)
انفاق وايثارعلى(ع)
٤١ ص
(٨)
نكته دقيق و عارفانه
٤٢ ص
(٩)
علم على(ع)
٤٤ ص
(١٠)
ديباچه مروت و سلطان معرفت
٤٤ ص
(١١)
مردانگى و عرفان على(ع)
٤٧ ص
(١٢)
سلطان معرفت
٤٧ ص
(١٣)
زهد على
٤٨ ص
(١٤)
لشكر كش وجود و«شاه مردان»
٤٩ ص
(١٥)
بخش دوم فضايل اميرالمؤمنين(ع) در كلام رسول خدا(ص)
٥٤ ص
(١٦)
حديث طير(پرنده)
٥٤ ص
(١٧)
حديث اخوت
٥٥ ص
(١٨)
فضيلت غيرقابل تصور
٥٥ ص
(١٩)
مقام على(عليه السلام) در قيامت
٦٠ ص
(٢٠)
على(عليه السلام) بهترين انسان در شرق و غرب عالم
٦١ ص
(٢١)
فضيلتى حيرت انگيز
٦٢ ص
(٢٢)
على(عليه السلام) از نگاه و بيان خليفه اول(رض)
٦٢ ص
(٢٣)
بخش سوم رواياتى از اصحاب رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و محدثين بزرگ اهل سنت پيرامون مقام ومنزلت اميرالمؤمنين على(عليه السلام)
٦٤ ص
(٢٤)
ابن عباس(رض)
٦٤ ص
(٢٥)
جايگاه على(ع) در قرآن
٦٥ ص
(٢٦)
خليفه دوم(رض)
٦٥ ص
(٢٧)
احمد حنبل
٦٦ ص
(٢٨)
صحيح مسلم
٦٦ ص
(٢٩)
ابوسعيد خدرى
٦٧ ص
(٣٠)
جابربن عبدالله انصارى
٦٧ ص
(٣١)
سعد
٦٨ ص
(٣٢)
عبدالله بن مسعود
٦٨ ص
(٣٣)
سعد بن ابى وقاص
٧٠ ص
(٣٤)
ام سلمه زوجه مخدره پيامبر اكرم(ص)
٧١ ص
(٣٥)
بازهم از ام سلمه(رض)
٧٢ ص
(٣٦)
بازهم از ابوسعيد خدرى
٧٢ ص
(٣٧)
حاكم نيشابورى
٧٣ ص
(٣٨)
طبرانى
٧٥ ص
(٣٩)
عصمت على(عليه السلام)
٧٧ ص

انسان كامل يا شاه مردان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - فضيلت غيرقابل تصور

ميدان بيايد. على گفت: تو نمى خواهى دستت به خون من آلوده شود ولى من مى خواهم كه خون تو را بريزم و دستم به خون تو آغشته شود.

شما تصور كنيد كه يك پسر جوان به ميدان يك پهلوان افسانه اى عرب مى رود، از شجاعتش كه بگذريم ببينيد اين جوانمرد چه روحيه پولادين و شكست ناپذيرى دارد.

قبلا عمرو صدا مى زد از بس كه مبارز طلبيدم، خسته شدم شما مسلمانان ادعا مى كنيد كه هر كس از شما كشته شود به بهشت مى رود پس چرا نمى آييد كه من شما را به بهشت بفرستم، نكند از بهشت خوشتان نمى آيد؟! سه مرتبه عمرو اين جمله را صدا كرد و مبارز طلبيد، هر سه بار على برخاست و صدا زد يا رسول الله! به من اجازه بده كه به جنگ عمرو بروم، بار اول و دوم پيغمبر به على اجازه نداد و بار سوم اجازه صادر شد و على به جنگ عمروبن عبدود رفت و در مقابل رجز عمرو، رجز خواند:

لقد اتاك مجيب صوتك غير عاجزٍ

ذو نية و بصيرة و صدق منجى كلّ فايز

إنّى لأرجو أن اقيم عليك نائحة الجنايز

من ضربة نجلا يبقى صوتها بعد الهزايز

(در عرب رسم بوده كه اشعارى را در حين مقابله و مقاتله به عنوان رجز مى خواندند) عمروبن عبدود رجز خواند و على در جواب او اشعار بالا را خواند كه: