انسان كامل يا شاه مردان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٢ - لشكر كش وجود و«شاه مردان»
خدا غير از واحد يگانه را پرستش نكرده و نمى كند، اينجا حضرت اشاره به خود دارد.
خلّو سبيل المؤمن المجاهد فى الله لا يعبد غير الواحد، و يوقظ الناس إلى المساجد؛ من بايد مردم را براى نماز در مسجد بيدار كنم.
شايد على نماز نافله صبح را مى خواند كه شقى ترين آخرين ابن ملجم مرادى- شمشير را به فرق مبارك اميرالمؤمنين زد.
خدا اين شاعر را رحمت كند كه چه زيبا بيان مى كند:
|
برق شمشير درخشيد و از آن |
خرمن دانش و تقوا همه سوخت |
|
على تنها يك فرد نبود، على دنياى انسانيت بود، جهان دانش و معرفت و شجاعت و تقوا و مردانگى و عرفان بود.
|
برق شمشير درخشيد و از آن |
خرمن دانش و تقوا همه سوخت |
|
|
نغمه فزت برب الكعبه |
آتشى در دل محراب افروخت |
|
وقتى در سحرگاه نوزده رمضان ضربت به فرق مبارك على خورد؛ ندا داد «فزت ورب الكعبه»؛ به خداى كعبه قسم كه من رستگار شدم، دوره امتحانم به سلامت به سر رسيد و مدال افتخار خود را گرفتم و به سلامت به عالم بالا بر مى گردم.