ره توشه نوجوانان - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٥ - منافات نداشتن تفاوتهاى موجود با عدالت خداوند
از بين رفتن نظام طبقاتى و گسترش عدالت اجتماعى از ميان خواهد رفت و هيچگاه اسلام و قرآن اين گونه تفاوتها را تأييد نكردهاند.
قسمت ديگرى از اين تفاوتها لازمه آفرينش انسان است؛ يك جامعه اگر از عدالت اجتماعى كامل هم برخوردار باشد، تمام افرادش مثل جنسهاى توليد شده يك كارخانه همشكل و يكنواخت نخواهند بود.
نعمتهاى خداوندى در افراد چنان تقسيم شده است كه هر كسى سهمى از آنها را دارد، و كمتر كسى پيدا مىشود كه همه اين نعمتها را داشته باشد؛ يكى بدن قوى دارد، ديگرى استعداد ذهنى فوقالعاده، سومى ذوق شعرى و ...؛ مهم اين است كه جامعه اين استعدادها را كشف نموده و از آنها بهرهبردارى كند. يك جامعه مانند بدن انسان نياز به قسمتها و استعدادهاى گوناگونى دارد، همان طور كه بدن از سلولهاى مختلف تشكيل شده است و نمىشود سلولهاى همه بدن يكنواخت باشد. بعضى بافتها مثل بافتهاى چشم، ظريف و برخى ديگر مثل بافتهاى استخوانى، خشن هستند. يك جامعه هم براى به وجود آمدنش نيازمند استعدادها و ذوقهاى گوناگون است كه هر كدام وظيفه خاصى در اين پيكر بزرگ بر عهده دارند؛ البته نبايد بعضى از اعضاى پيكر اجتماع در محروميت به سربرند و يا خدمت آنها ناچيز شمرده شده و تحقير گردند؛ همان طور كه سلولهاى بدن با تمام تفاوتى كه دارند همگى از غذا و هوا و ساير نيازمندىهاى لازم بهرهمند مىگردند. «عدالت» يعنى قرار دادن هر چيز در محل مناسب خود، و اگر مثلًا تمام سلولهاى بدن انسان يكنواخت آفريده مىشد اين به دور از عدالت و حكمت بود. پس تفاوت ساختمانى،