ره توشه نوجوانان - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٥ - فصل سوم وجود خداوند، امرى روشن و بديهى
ستارگان و كهكشانهاى عظيم و آسمان برافراشته و اين همه موجودات عجيب و گوناگون از گياهان و حشرات و چهارپايان و خزندگان و پرندگان گرفته تا خود انسان، بدون خالق و آفريدگارى باشد؟ ريزهكاريهاى دقيق در اشياء و موجودات و چگونگى رابطه آنها با يكديگر خود دليلى ديگر بر وجود سازندهاى تواناست.
به خلقت انسان بنگريد! تا آن هنگام كه نوزاد به دنيا نيامده است، شيرى در پستان مادر وجود ندارد، اما با تولد او ناگهان شير در پستان مادر آماده مىشود تا طفل نورسيده بهراحتى غذايش را از آن تأمين كند؛ پس از مدتى كه ديگر اين شير قادر به تأمين مواد خوراكى مورد نياز كودك نيست، دندانهاى او كه كار آسياب را انجام مىدهد مىرويد تا وى بتواند انواع غذاها را جويده و از مواد آن استفاده كند. اگر بعد از مدتى به همين كودك بگويى: تو و اين جهانى كه در آن زندگى مىكنى همه اتفاقى و به طور تصادفى به وجود آمده است، آيا او قبول مىكند؟ او كه خود با چشمانش ديده است در فصل زمستان چگونه براى ساختن يك آدم برفى بىجان چندين كودك دور هم جمع مىشوند و هركدام قسمتى از آن مجسمه برفى را مىسازند، چگونه باور مىكند كه اين انسان متحرك و باشعور نياز به سازنده و آفريدگارى ندارد. خلاصه اين كه به هر كجا نگاه كنيم، به هر يك از اشياء و موجودات جهان نظر دقيق بيندازيم، اثرى از سازندهاى حكيم و توانا را مشاهده مىنماييم.
| به صحرا بنگرم صحرا تو بينم | به دريا بنگرم دريا تو بينم | |