ره توشه نوجوانان - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٣٧ - دلبستگى به ثروت، امرى ناپسند
به دست آوردن ثروتى كه مايه فساد در زمين نباشد و باعث فراموش كردن ارزشهاى والاى انسانى و گرفتار شدن در مسابقه جنون آميز ثروتاندوزى نگردد و انسان را به خودبرتربينى و تحقير ديگران نكشاند و وسيلهاى باشد براى مرهم نهادن بر زخمهاى جانكاه محرومان، نه تنها مذموم نيست بلكه امرى پسنديده است.
در طول تاريخ سرچشمه غالب مفاسد اجتماعى ثروتمندان از خدا بىخبرى بودند كه در ناز و نعمت به سر برده و براى افزودن ثروت خويش به هر جنايت ضد انسانى دست مىزدند. در حديث پر معنايى از ابن عباس نقل شده: «وقتى نخستين سكه درهم و دينار در جهان زده شد ابليس نگاهى به آنها كرد، وقتى خوب به تماشاى آنها پرداخت، آنها را برداشته و بر چشمانش نهاد سپس بر سينهاش چسبانيد. آنگاه فريادى از روى شادى كشيد، و بار ديگر آنها را به سينه چسبانيد و گفت: شما نور چشم و ميوه دل من هستيد، وقتى انسانها شما را دوست بدارند برايم مهم نيست كه بتپرستى نكنند، براى من همين بس است كه آنها شما را دوست داشته باشند.»[١] با توجه به آنچه گفته شد روشن مىگردد كه زهد و پارسايى هيچ منافاتى با كسب و درآمد حلال و به دست آوردن ثروت جهت تأمين نيازمندىهاى خود و ديگران نخواهد داشت، آنچه ناپسند و مذموم است دلدادگى و دلبستگى به ثروت و مال دنياست به گونهاى كه انسان براى به دست آوردن آن حاضر باشد دست به هر كار زشت و غيراخلاقى زده و
[١]- بحار الانوار، ج ٧٠، ص ١٣٧، حديث ٣