آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - ٤ مبارزه با لغزشهای عقل

نشود [١].

اما مسئله عمده این است که برای تضمین صحت استدلال، تنها منطق صورت کافی نیست. این منطق تنها یک جهت را تأمین میکند. برای حصول اطمینان از درستی ماده استدلال، منطق ماده نیز لازم داریم؛ یعنی به معیاری نیاز داریم که به کمک آن بتوانیم کیفیت مواد فکری را بسنجیم.

دانشمندانی نظیر بیکن و دکارت تلاش کردند تا همان طور که ارسطو برای صورت استدلالْ منطقی وضع کرد، آنها نیز برای ماده استدلال منطق مشابهی تأسیس کنند. در این زمینه نیز تا حدودی توانستند معیارهایی به دست دهند که گرچه از نظر کلی بودن نظیر منطق ارسطو نبود اما تا حدودی میتوانست به انسان کمک کند و او را از خطای در استدلال باز دارد. اما شاید تعجب کنید اگر بدانید که قرآن در جهت


[١]. از جمله اشتباهاتی که حدود چند قرن است در جهان علم صورت گرفته و منشأ سوء فهمهای بسیاری شده است، این مطلب است که گروهی پنداشتند وظیفه منطق ارسطو تعیین صحت یا عدم صحت ماده استدلال نیز هست و چون این کار از منطق ارسطویی ساخته نبود حکم به بیفایده بودن آن دادند. متأسفانه این اشتباه در زمان ما نیز بسیار تکرار میشود و البته این امر نشان میدهد که گویندگان شناخت درستی از منطق ارسطویی ندارند و آن را نفهمیدهاند. اگر بخواهیم از همان مثال ساختمان استفاده کنیم باید بگوییم وظیفه منطق ارسطویی در تعیین صحت استدلال، درست شبیه کار شاقول در تعیین راست بودن دیوار است. به کمک شاقول نمیتوان فهمید که آجر و ملاط و سیمانِ به کار رفته در دیوار از جنس مرغوب است یا نامرغوب؛ تنها چیزی که شاقول نشان میدهد راست یا کج بودن دیوار است. منطق ارسطو که البته بعدها به وسیله سایر اندیشمندان تکامل یافته و بسیار غنی شده است تنها راجع به صورت استدلال قضاوت میکند و در مورد ماده استدلال نفیاً و اثباتاً ساکت است و چیزی نمیتواند بگوید.