آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - ٤ مبارزه با لغزشهای عقل

میدهد و بر اساس آننتیجهگیری میکند اما بعد احیاناً درمییابد که استدلال از پایه نادرست بوده است.

اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا باید به واسطه عملکرد نادرست ذهن در پارهای موارد، قوه اندیشه را تعطیل کرد یا آنکه نه، با وسائل و اسباب دیگری میباید خطاهای ذهن را پیدا کرد و از آنها جلوگیری نمود؟ در پاسخ این پرسش، سوفسطائیان میگفتند اعتماد بر عقل جایز نیست و اساساً استدلال کردن کار لغوی است. فلاسفه در این زمینه جوابهای دندانشکنی به اهل سفسطه دادهاند که از جمله آنها یکی این است که سایر حواس هم مانند عقل اشتباه میکنند ولی هیچ کس حکم به تعطیل و استفاده نکردن از آنها نمیدهد.

از آنجا که کنار گذاردن عقل ممکن نبود، ناچار متفکرین مصمم شدند تا راه خطا را سد کنند. در بررسی این موضوع متوجه این نکته شدند که هر استدلال از دو قسمت تشکیل شده است: ماده و صورت، درست نظیر یک ساختمان که مصالحی نظیر گچ و سیمان و آهن در ساختن آن به کار رفته (ماده) و شکل خاصی نیز به خود گرفته است (صورت). برای آنکه ساختمان از هر جهت خوب و کامل ساخته بشود، لازم است هم مصالح مناسبی برای آن در نظر گرفته شود و هم آنکه نقشهاش صحیح و بینقص باشد. در استدلال هم برای تضمین صحت آن لازم است هم مادهاش درست باشد و هم صورتش. برای بررسی و قضاوت درباره صورت استدلال، منطق ارسطویی یا منطق صوری به وجود آمد. وظیفه منطق صوری این بود که درست یا نادرست بودن صورت استدلال را مشخص کند و به ذهن کمک نماید تا دچار خطا در صورت استدلال