آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - آشنایی با زبان قرآن
یک نوع موسیقی با حس دلاوری و سلحشوری سر و کار داشته باشد و با همین زبان با انسان گفتگو کند. دیدهاید در میدانهای جنگ، مارش و سرود نظامی مینوازند و گاهی تأثیر این سرودها و آهنگها آنقدر قوی است که سربازی را که از ترس دشمن از سنگر بیرون نمیآید وادار میکند علیرغم حملات خصم، بیباکانه به پیش رود و با او به نبرد برخیزد.
نوع دیگری از موسیقی ممکن است با حس شهوترانی سر و کار داشته باشد و انسان را به سستی و خود را رها نمودن و تسلیم پلیدیها شدن دعوت نماید. دیده شده که تأثیر موسیقی در این جهت بسیار زیاد است و شاید هیچ چیز دیگری نمیتواند تا این اندازه در از بین بردن دیوارهای عفت و اخلاق مؤثر واقع شود. در مورد سایر غرایز و احساسات نیز آنگاه که با زبان این احساسات سخن گفته میشود، حال چه به وسیله موسیقی و چه به هر وسیله دیگر، میتوان آنها را تحت کنترل و نظارت درآورد. یکی از متعالیترین غرایز و احساسات هر انسان، حس مذهبی و فطرت خداجویی اوست. سر و کار قرآن با این حس شریف و برتر است [١].
[١]. درباره این حس دینی، در شرق و غرب عالم بسیار سخنها گفته شده است. در اینجا به اختصار اقوال یکی دو تن از این اندیشمندان جهانی را نقل میکنم. اولین این سخنان متعلق به اینشتین است. او در یکی از مقالاتش راجع به مذهب اظهارنظر میکند و در همانجا متذکر میشود که به اعتقاد او به طور کلی سه نوع مذهب در جهان وجود داشته است:
١. مذهب ترس؛ یعنی مذهب گروهی که عامل برانگیزنده آنها به سوی مذهب یک سلسله ترسها از طبیعت و محیط بوده است.
٢. مذهب اخلاق؛ و مقصودش مذهبی است که بر مبنای مصالح اخلاقی استوار است.