الهي نامه

الهي نامه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤١

بگيرم و بايستانمش كه آرام گيرد حسن هم حسين تست و جز تو دستگيرى نيست به شيرخ وار حسين دست حسن را گير .

الهى حسين شير خوار حسن را به حسن ببخش و حسن را به شيرخوار حسين .

الهى آنكه خواب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است كفران نعمت گرانبهايى كرده است كه درى از پيغمبرى است .

الهى مراجعت از مهاجرت بسويت , تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دلهائى .

الهى تو خود گواهى كه در عصر سلخ شهر الله مبارك هزار و سيصد و نود چنان حسرتى بر اين بنده مستولى شد كه گوشه هاى چشمم با ناودان بهارى برابرى ميكرد و آههاى آتشينم جهنم سوز بود كه بيداران در اين ماه رستگار شدند و اين خفته زيانكار , اين حسرت يك ماه بود با حسرت يك عمر چه بايد كرد امشب كه ليله چهارشنبه بيست و سوم شوال المكرم