الهي نامه

الهي نامه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٧

چگونه حسن خاموش باشد .

الهى آنكه را عشق نيست ارزش چيست .

الهى خروس را سحر باشد و حسن را نباشد .

الهى سر در راه سردار دادن آسان است و دل بدست دلدار دادن دشوار , كه آن جهاد اصغر است و اين اكبر .

الهى حسن عبدالله , عبدالله خراب آبادى بود و حال عبدالجمال عشق آبادى شد .

الهى حاصل فكرم بى فكرى است خنك آنكه از فكر بگذشت .

الهى خانه كجا و صاحب خانه كجا ؟ طائف آن كجا و عارف اين كجا ؟ آن سفر جسمانى است و اين روحانى . آن براى دولتمند است و اين براى درويش . آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوا را . آن ترك مال كند و اين ترك جان . سفر آن در ماه مخصوص است و اين را همه ماه و آن را يكبار است و اين را همه عمر . آن سفر آفاق كند و اين سير انفس ,