الهي نامه

الهي نامه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١

اگر دستم نگيرى و رهاييم ندهى .

الهى خودت آگاهى كه درياى دلم را جزر و مد است يا باسط بسطم ده و يا قابض قبضم كن .

الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب , يا باسط اليدين بالرحمة خذبيدى

الهى بسيار كسانى دعوى بندگى كرده اند و دم از ترك دنيا زده اند , تا دنيا بديشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده اند اين بنده در معرض امتحان در نيامده شرمسار است بحق خودت ثبت قلبى على دينك .

الهى ناتوانم و در راهم و گردنه هاى سخت در پيش است و رهزنهاى بسيار در كمين و بار گران بر دوش يا هادى اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضالين .

الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جان شرمنده ام حتى از روى شيطان شرمنده ام كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ناپايدار .