الهي نامه

الهي نامه - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٦

الهى شاه به خيال شاد است و حسن به عقل .

الهى تا به حال مى گفتم لا تأخذه سنة و لا نوم الان مى بينم مرا هم لا تأخذنى سنة و لا نوم .

الهى وقتى حسن چشم باز كرد كه دست و پا بسته است .

الهى شكرت كه دوستانم عاقلند و دشمنانم احمق .

الهى شكرت كه به حسن دختر دادى و پسر دادى و از هر يك چيزها به وى خبر دادى .

الهى تا به حال مى پنداشتم معرفت نفس مرقاة معرفت تو است شكرت كه مرقاة را اسقاط كردى و بسر اشارت نبى و وصى من عرف نفسه فقد عرفه ربه , اعلمكم بنفسه اعلمكم بربه آشنا فرمودى .

الهى شكرت كه به هر سو رو مى كنم كريمه فاينما تولوا فثم وجه الله برايم تجلى مى كند .

الهى شكرت كه دنيايم آخرتم شد .

الهى شكرت كه از ظرف لغوزمانم بدر بردى و در ظرف فوق آن مستقرم كردى .